2777
2789
عنوان

مشکلات من با مادر شوهرم

20255 بازدید | 77 پست

سلام دوستای عزیزم موضوعی هست که ذهنمو درگیر خودش کرده نمیدونم شاید من بدجنسم یا غیر عادی هستم 

نه ماهه عروسی کردم و یک سالو نیم عقد بودم دوره عقدم با مادر شوهرم خوب بودیم و منم خیلی دوسش داشتم و بهش احترام میذاشتم و میذارم شوهرم ازم خواست که کنار مادر شوهرم زندگی کنیم و بهم گفت که مادرم اهل دخالت نیست و کاری باهات نداره و مثل دخترشی منم قبول کردم و گفتم بدی از مادرش ندیدم وقتی عروسی کردیم از هفته اول خاله زنک بازیا شروع شد...

هر وقت شوهرم از سر کار میومد چهرش بهم ریخته بودو ناراحت که چرا فلان چیزو درست کردی نبری پایین چرا نمیری کمک مامانم و... باید عرض کنم که من به نسبت هم سن و سالام پخته ترم و انقد در حقشون لطف کردم که عذاب وجدانی ندارم از گرد گیری و خونه تکونی بگیر تا مهمونی چرخوندن براشون...

منو با عروس قبلیشون مقایسه میکرد که هیچکس ذات اونو نداشت دلم شکست و گریم گرفت اول زندگیم مث جهنم بود خیلی سخته خونه ای که با کلی عشق و علاقه میچینی از چشمت بیافته 

یکبار نشده با شوهرم با خیال راحت بریم بیرون وقتی میایم غر میشنویم 

وقتی میخوام برم بیرون سیم جیم میکنه که کجا میرم و چکار داری؟

وقتی میرم خونه مامانم محاله یبار زنگ نزنه و گله نکنه ازین که تنهاش گذاشتم و...

خرید میکنیم تا سر پاگرد خونم منو میپاد که چی خریدم و چی نخریدم و به شوهرم میگه چقد خرید میکنید در صورتی که از اول عروسیم تا حالا یکبار خرید برای خودمون نکردیم و فقط مواد غذایی خریدیم 

هر چی میخریم انتظار داره براش ببرم 

با شوهرم شام برم بیرون تیکه میندازه که چرا منو نبرید و اگه من باهاتون بودم نمیرفتید 

میخواستم زیر گلدونی بخرم خیلی راحت بهم گفت میز برا چیته برو جعبه میوه از زیر شیروونی بیار بذار زیر گلدونت انگار خونه من طویلست انگار ن انگار تازه عروسم

تا ی چی میشه ناراحت میشه ازم و جلو شوهرم میگه زنت اینطور زنت اونطور شوهر منم خب مرده و تحت تاثیر قرار میگیره

برام مثل مادرم نیست دیگه ولی بازم برای هیچ کاریش دریغ نمیکنم اما روم حساسه و انتظار داره و از دختراش  نداره از بیرون میام درو باز میکنه که ببینه چی خریدم 

اولین بار که مهمونشون کردم مقداری غذا اضافه اومده بود به شوهرم گفت که چرا برام از غذای دیشب که اضافه اومده بود برام نیاورده درصورتی که اصلا ازم نخواسته و بهم نگفته بهم بده اصلا من از کجا بدونم که از غذا براش باید ببرم اصن کجای دنیا وقای غذا اضافه میاد باید بدی به مهمونات ببرن اصن مگه چقد اضافی اومده بود به فرداش به شوهرم گفت که بهم غذا نداده شوهرمم قیافه بهم ریخته اومد بالا و بهم گفت چرا نبردی و بی سیاستی و...ازشون سرد شدم و نمیتونم به مادرم و شوهرم بگم دلم پر از درده ازشون

زحمت و غر غرا و انتظاراش از منه و روی خوشش برای همه 

انقد که امار منو داره امار دختراشو نداره باور کنید من برای زن داداشم همچین چیزی نمیخوام و مادرم اینطور باشه بهش تذکر میدم

تقصیر خودته که زیادی سرویس دادی

نبودنِ تو فقط نبودن تو نیست، نبودنِ خیلی چیزهاست...کلاه روی سرمان نمی ایستد! شعر نمیچسبد...پول در جیب مان دوام نمی آورد! نمک از نان رفته!!! خنکی از آب.......ما بی تو فقیر شده ایم مادر💔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم همینه 

زندگی با مادرشوهر به شدت سخته چون زیره ذره بینی 

سعی کن سر سال بلند شی به همسرت بگو ارامش ندارم 

گروه آبی  شروع چالش اول مهر وزن اولیه ۷ تیر ۹۹ کیلو وزن شروع چالش پاییزی ۸۶۴۰۰🙄وزن هدف ۷۵ان شاالله 😍 هدف اول۸۵💪 هدف دوم ۸۰ 🔒هدف سوم ۷۵🔒 یبار تمام تلاشت رو بکن و همون چیزی شو که میخوای 😚

وای وای !!گرگ که میگن با اینن...جدا شو نمون اونجا..یا یبار درست حسابی جلوش واستا ..زنگ میزنه تلفناشو جواب نده..همچین چیزیو باید درست حسابی سرجاش بنشونی...قبلشم با سیاست باشوهرت حرف بزن که بیاد سمت تو..نزار حرفای اون ننش زندگیتونو بهم بریزه..بشونش سرجاش

بنده به عنوان یه عضو از جامعه نینی سایتی و جامعه ایران مخالفتمو از ازدواج در سن زیر ۱۸ سال اعلام میکنم و هر جا صحبتی در این مورد باشه ساکت نمیمونم.همونطور که حجاب من که یک مسئله شخصیه از نظر شما به شما و شوشو!هاتونو جامعه و قایق و کشتی و این حرفا مربوط میشه ازدواج شما در سن پایین که تبعات زیادی در جامعه داره ،جدا از دلسوزی به منم مربوط میشه. حداقل در سن قانونی ازدواج کنین! برنگردین به صد سال قبلو قبل ترش!از یک کار اشتباه دفاع و تبلیغ نکنین! مثال نقض نیارین که فلانی خوشبخته فلانی اندازه ۴۰ ساله ها میفهمه.کار اشتباه اشتباهه😕حتی اگه خوشبختم بشید خیلی چیزا رو از دست دادین و خیلی مسوولیت هایی که مناسب سنتون نبوده رو دوشتونه (کپی امضای یک کاربر)از اتصال مغزوزبونتون مطلع باشیدبعد نظربدید  

تا وقتی اونجایی همینه

تا مشکلاتت پیچیده تر نشده ازونجا پاشو اگه زیادی هم بخوای واسه شوهرت درددل کنی بهت میکه غر میزنی و بهانه میتراشی و این حرفا و تو میشی مقصر

انسانیت یعنی اگه شرع و قانونی هم وجود نداشته باشه بازم آدم خوبی باشی👌

زندگی کردن نزدیک خانواده شوهر خیییلی سخته.

اگه خدا بخواد من قراره تا سه ماه دیگه بعد از سه سال و نیم برم یه جا دیگه

اگر که به برنامه زندگی پس از زندگی علاقه دارین بهتون پیشنهاد میکنم که این مستند صوتی رو هم گوش کنین. https://aminikhaah.ir/%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%b5%d9%88%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%af  هرکاری کردم آبی نشد. دستتونو روش نگه دارین، بعد که آبی شد بزنین روی باز کردن
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز