این هفته می خوام کتاب نخل رو بخونم از هوشنگ مرادی کرمانی. تقلب کردم و چون این هفته سرم خیلی شلوغه یه کتاب آسون رو انتخاب کردم.
دوران نوجوانی تقریبا همه ی داستانهای مرادی کرمانی رو خونده بودم _ بعد از لذت وافری که از قصه های مجید بهم دست می داد و وابستگی ای که به قصه هاش داشتم _ اما نمی دونم چرا هر چی فکر می کنم داستان کتاب نخل رو یادم نمیاد.

هنوزم به نظرم یکی از بهترین هدیه هایی که میشه به نوجوون ها داد ، کتاب قصه های مجیده. چه دختر ، چه پسر.
قبلا هم همین جا صحبت کردیم که "شما که غریبه نیستید" هوشنگ مرادی کرمانی چقدر کتاب خوبیه. یه جورایی اتوبیوگرافی (خودزندگینامه) محسوب می شه.
من اون قسمتشو یادمه که در مورد خاطره ش از گوگوش نوشته بود، شعر : مرا ببوس برای آخرین بار دفعه/ خدا کند تو را خفه :))
دیگه، شاید بدونید که فیلم "مهمان مامان" هم بر اساس قصه ی هوشنگ مرادی کرمانیه. یه فیلم کمتر معروف از داستانای دیگه ش هم، "مربای شیرین"ه. فیلم های نوستالژیک کیسه برنج و تیک تاک چی، یادتونه؟ فیلمنامه ی اونا هم کار مرادی کرمانیه. نمی دونم فقط من وقتی بچه بودم با این دوتا فیلم گریه می کردم و به شدت غمگین و استرسی می شدم یا شما هم همینطور بودین؟ اصلا حس می کنم نصف افسردگی من تاثیر برنامه هاییه که بچگیم می دیدم.
خمره، ته خیار، پلو خورشت، مشت بر پوست، اینم چند تا دیگه از داستاناشن که یادمه. البته خیلی بیشتر کتاب نوشته که بیشتر جزو حوزه کودک و نوجوان محسوب می شن. شما که غریبه نیستید شاید تنها اثرش برای بزرگسالان باشه. (یاد رولد دال افتادم که عموما داستاناش واسه بچه ها بود اما چند تایی که برای بزرگسالا نوشته بود هم خیلی قشنگ بودن)
اینجور بگم که هم قصه های مجید هم شما که غریبه نیستید چکیده تجربه های کودکی خود مرادی کرمانی هستن. شاید واسه همین انقدر دوست داشتنین. هر آنچه از دل برآید، لاجرم به دل نشیند.
*راستی، هوشنگ مرادی کرمانی اهل کرمانه، مجید قصه های مجید هم اهل کرمانه. ظاهرا چون اون موقع برای نقش بی بی بازیگر مناسب کرمانی پیدا نکردن ولی خانم پروین دخت یزدانیان (مادر کارگردانش، کیومرث پوراحمد) با لهجه ی اصفهانی حی و حاضر بوده، کلا مجید و قصه هاش رو بردن اصفهان.