دیروز همسرم با یه دسته نرگس اومد خونه اگه اون آدم سابق بودم حسااااابی ذوق میکردم تا مدت ها هم بخاطرش بمب انرژی بودم هی یادم میآوردم ک برام گل خرید و کیلو کیلو قند تو دلم آب میشد ولی حدود یک ماهه بخاطر تاپیک قبلم خیلی داغونم الان دیگه راهکار برای اون مسئله نمیخوام فقط یک راهکار بدید ک من بشم اون آدم قبل انرژی داشته باشم شاد باشم با اینکه همه اطرافیانم خیلی هوامو دارن دوستام وقتی دیدن تو خودمم پیگیر شدن و تا مشکل رو فهمیدن لحظه ای تنهام نزاشتن یا اونا پیش من بودن یا من پیش اونا حتی همسایم هم متوجه تغییر حالم شد و میگفت هر صبح که میرم بیرون کلی دعا و صلوات دم در واحدتون میخونم و فوت میکنم و میرم مادرشوهرم با حال مریضش خودشو جمع و جور کرد و یا میومد پیشمون شب میموند یا وادار میکرد ما بریم حتی آشپزی میکرد و صبحانه هم آماده میکرد آدمی که ۳ساله دست به گاز نزده بود مامان بزرگ همسرم ک کاملا با روحیاتم آشناست برام جوجه خریده شاید ب نظر شما مسخره بیاد ولی این هدیه برام برابر یه گونی طلاعه ارزشش اگه اون آدم سابق بودم هروز میرفتم خونش و ذوق میکردم براشون و انرژی یک سال ام تکمیل میشد ولی الان هفته ای یکبار بزور میرم
با تمام اینا به قول همسرم میگه عین یه گل پژمرده شدی و هرچی آب بهم میدن شاداب نمیشم چکار کنم حال دلم خوب شه؟ کار نمونده ک اطرافیانم بدونن دوست دارم و انجام ندن😔
من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
باور کن صبح پاشدم انگار چندساله نخوابیدم بی حال و بی انرژی بودم تا اومدم از جام پاشم انگار ی گوی انرژی خورد تو صورتم چنان سرحال شدم ک نگو ولی خب طولی نمیکشه ک باز برمیگردم ب حالت قبل
من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
اما حتما با ی تراپیست چند جلسه بدون وقفه صحبت کن....گاهی لازمه هرچی تو مغزته بریزی بیرون یعالمه حرف بزنی ادمای معمولی همدردن گوش شنوان ولی تراپیست یجور خاصی هم همدرده هم گوش شنوا
بشخصه وقتی حالم بده ی سفر خاص ب ی مکان خاص حالمو کلا خوب میکنه
مادر از مرگ نمیترسد...تنها نگرانی یک مادر این است که فرزندش را در دنیایی تنها بگذارد که هیچکس مانند او دوستش نخواهد داشت.
سلام حتما پیش یه دعانویس که دعای قرآنی مینویسه برو...
من بعد زایمان دچار یه حس بختک طوری شدم و چن شب گریه و وحشت بود.یه دعای قرآنی نوشتن برام گزاشتم زیر بالش و تموم شد...قران هم بزار بالا سرتون با چاقو چون آهنه.برات صلوات فرستادم
قهرمان ها هرگز نمیمیرن..اونا تو قلب ما زندگی میکنن و مارو شجاع میکنن.. این جهان وقتی مرا میفهمد که دیگر از من نسترن روییده است...??????Ya umutlar biterse......اگه بارون باز بباره تو کویر...دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر....در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست..خوشا به حال کلاغای قیل و گال پرست..چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست؟....