2777
2789
عنوان

مشکلات

354 بازدید | 54 پست

سلام بچه ها

اومدم بهتون بگم اگه فقط مشکلتون با خانواده شوهره خداروشکر کنید و دعا کنید در همین حد باقی بمونه

من زندگیم عالی بود هیچی کم نداشتم الان یه ماهه دنیا رو سرم خراب شده همه چیمو باختم انقدر از شوهرم دور شدم😢😢😢

آرزومه برگردم به یکماه پیش و تنها مشکلم و ناراحتیم کارای خونواده همسرم باشه

خیلی ناشکری کردم خیلی پشیمونم و فکر نکنم دیگه هیچی مثل سابق بشه هرروز یه مشکل جدید اضافه میشه نمیدونم چیکار کنم دیگه...

دارم میمیرم از ناراحتی

الان دیگه تو اوج جوونی تنها آرزوم مرگه😭😭😭

سلام،میشه برام سالم و صالح بودن نی نیم دعا کنی و صلوات بفرستی؟ممنونم❤❤❤❤

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منو شوهرم دوست بودیم

دونفر از دو خانواده شدیدا متفاوت

همه اطرافیان مخالف ازدواجمون بودن

ولی یکسال کوتاه نیومدیم تا رضایت دادن

دوران عقد پر استرسی داشتم ولی همیشه هم دیگرو حمایت میکردیم و بین خودمون همه چیز خوب بود و بحثامون 99درصدش سر خانواده ها بود

بعد 1سال و نیم عروسی کردیم بهترین روزای زندگیم اوایل عروسیم بود

بعد مهر شد و ترم جدید شروع شد خیلی سختم بود هم به کارای خونه برسم هم به درسم

بیشتر از کارای خونم میزدم چون میدیدم شوهرم مشکلی نداره و درکم میکنه و خودشم کمکم میکنه

شوهرم آدم فوق العاده مومنی بود نمیدونم چرا اینطوری شد

5ماه از زندگی مشترکمون همه چیز به بهترین شکل بود تا ماه پیش شوهرم گفت بخاطر مشکلات کاری و مادرش رفته سمت سیگار...

این یکی از خط قرمزای من بود

خیلی بد برخورد کردم و ازش فاصله گرفتم به خیال خودم تنبیهش کنم

یکشنبه بود با گوشیش ساعت گذاشتم پاشم آبگوشت درست کنم دیدم دوتا پیام اومده از یکی از همکاراش نوشته زندگیم...

دنیا رو سرم خراب شد بیدارش کردم فکر میکرد داره خواب میبینه باور نمیکرد بعد گفت حتما اشتباه داده

سلام،میشه برام سالم و صالح بودن نی نیم دعا کنی و صلوات بفرستی؟ممنونم❤❤❤❤

بعدش گرفت خوابید 10دقیقه بعد گوشیش زنگ خورد شماره ناشناس بود رفت اونطرف ج داد گفتم کی بود گفت حرف نزد

شک کردم گوشیشو برداشتم رفتم تلگرامش پیاماشو دیدم با دختره

کلی پیام احساسی

بخدا داشتم سکته میکردم رفتم کوبیدم رو سینش گوشیشو اول دید حالم بده گرفت بغلم کرد خودمو پس کشیدم شروع کرد دادوبیداد که چرا رفتی سر گوشیم

من شوک شده بودم هیچی نمیگفتم

زد زیر گریه گفت دیگه هیچی مثل قبل نمیشه آبروم پیشت رفت تو قرار نبود بفهمی و توضیح داد این قمار بود و شنبه تموم میشد

میخواست بره از خونه بیرون گفتم فقط در یکصورت یه فرصت دیگه میدم بهت که زنگ بزنی دختره بزاری رو بلندگو و هرچی از دهنت در نیاد بهش بگی

سلام،میشه برام سالم و صالح بودن نی نیم دعا کنی و صلوات بفرستی؟ممنونم❤❤❤❤

اونم زنگ زد دختره گریه میکرد منم گوشیو گرفتم کلی تهدیدش کردم بعد دختره به من پیام داد که حاشا کنه منم گفتم همه چیوفهمیدم و گفتم پاتو از زندگیم بکش بیرون

3روز کامل شوهرم هرکار ازش براومد انجام داد تا فراموش کنم ولی بادم نمیره همش تو ذهنمه همه چی

دیشب دوباره از ناراحتی بحثشو پیش کشیدم اون گفت از زندگیت میرم که انقدر عذاب نکشی این 3روز تمام تلاشمو کردم ولی انگار خودت نمیخوای

من حس میکنم این حرفش بهونه بود که بره با دختره!نمیدونم فکرم درسته یا نه؟

چیکار کنم؟؟؟زندگیمون داره نابود میشه😭

سلام،میشه برام سالم و صالح بودن نی نیم دعا کنی و صلوات بفرستی؟ممنونم❤❤❤❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز