می نویسم برای آخرین بار از باقیمانده ی احساسم از آخرین حس از آخرین اشک از آخرین غم که برای تو بود! امشب به احترام قلبم می خوام واسه ی آخرین بار بهش احترام بزارم و با گفتنش هم پایان بدم به این حس و هم نزارم چیزی توی دلم بمونه که گفته نشه! خواستم بگم من تمام احساسم از اول تا آخرش به تو کاملا صادقانه بود و با تمام وجودم تورو توی زندگیم و توی قلبم قبول کردم اما سرد رفتار کردن ، دیر سین زدن، و همینطور حرف زدنت با جنس مخالف روز به روز بیشتر میشد من نمیگم دختر پاکیم منم گناه کردم اما نزاشتم حتی ینفر منو لمس کنه و تنها گناهم که میدونمم بزرگه چت کردن با ۵ نفر پسر بود و حتی قبلا توی گروه مختلف بودم و بجز چت هیچ کاری نکردم و زمانی تو گفتی دوسم داری و اونروز که برای خیلی مهم بود تمام گذشته ی خودمو کنار گذاشتم و تنها هدفم تو بودی و من حتی خطمو بخاطر تو عوض کردم دوستات. محمد و هرکسی گفتن من برات مهم نیستم بازیم میدی یا می گفتی خوابت میاد منمنگرانت بودم می گفتم بخواب و تو منو گول میزدی و توی تلگرام آنلاین می شدی اما هرکی گفت باور نکردم بارها تکس دادم ازت سوال کنم .. اما پاک کردم نکردم نکردم.. تا آخر حتی یک ماه هم شد حتی پیامم نمیدادی حالتو بفهمم و هر شب تا صبح آنلاین بودی .. و ینفر عکس از چنلت داد که دیدم اونجا مشغولی اما بازم اهمیت ندادم چون من واسه همیشه تورو انتخاب کردم و وقتی گفتم دوستِ دختر داری گفتی رفیقمه هستومثل خواهرمه.... منم بخاطر تو قبول کردم اما روز به روز کمرنگ تر شدی و خواستم امتحانت کنم ببینم آیا واقعا یذره هم عاشقی یا ارزش قائلی که تلاش کنی واسم وقتی گفتم با یکی دیگه رل زدم بدون اینکه بپرسی چرا ؟گفتی خوشبخت شی انگار منتظر بودی من فقط همینو بگم! بعد چند روز عکستوبا طرفت سنجاق چنلو پیامات با اون ... واقعا منو شکست تمام حسم تخریب شد و خودمو باختم از هرنظر طوری که دوریم از جمع شدت گرفت و شروع کردم به تنهایی و تنها شدن و رد کردن کسایی که واقعا دوسم داشتن و از دست دادن موقعیت هام هرکی فهمید بهم گفت احمقی؟ روانی شدی؟ خل شدی؟و هیچکس چیزی که درون من میگذره رو ندید هر شب تورو چک کردن حتی آخرین بازدیدت ! تا کسی ازت بد می گفت بهت گفتم.. از دوستت روزانه حالتو پرسیدم... طوری بود که دوستت گفت رفیق من سمه دور شو لاشیه فلانه لیاقت عشق درستو نداره... حتی عکسیم داد که منو کامل آتیش زد واقعا فکر نمی کردم توی اولین انتخابم اینقدر دلم بشکنه باور نمی کردم مثل بغض تو گلوم بود من خیلی مغرور بودم و هیج وقت نخواستم بهت بگم چون میدونستم منی که این همه حس رو میزارم وسط و تایپ می کنم تو با یک کلمه تمومش می کنی ! منی که بار ها غرورم شرمم و هرچیزی رو زدم کنار و بهت پیام دادم به هر بهانه بخاطر کی ؟ آخرش جوابم چی بود؟ حتی بلاکت می کردم و خودم درت میاوردم شد بگی چیزی شده؟ نیومدم زجه بزنم ولی قلب منم حرمت داشت و تو بی حرمتش کردی اما من بخشیدمت مثل همیشه اما با این فرق که دیگه نه امیدی دارم که بتونم دوباره عاشقت باشم نه تلاشی و نه حسی دیگه مونده.من قصد داشتم عشقی که بهم داشته باشیم قلبی باشه و تا زمانی که تو خودتو پیدا نکردی ارتباط نداشته باشیم که نه تو درس افت کنی ن تو کارات اما بدونم اون حس هست دیگه مگه مثل بقیه باشم بازم له بشم و پیگیر تو باشم که جون مادرمو خوردم تمام چیزی که ازتو توی ذهنم و توی زندگیم بوده حذف کنم چندین هزار باره خورد شدم دیگه بسه یبار میگی مثل خواهرمی یبار می گفتی ..و تنها چیزی که ازت مونده غمه اونم غم عشقی که براش ارزشی نموند میشد دیدم رفتی با ینفر برم با ینفر که به خودم ثابت کنم منم می تونم مثل تو باشم اما اینکارو نکردم چون خیال کردم درست می شی اینارو نخونیم مهم نیست چون اخرین باره غرورم رو له می کنم برای هزارمین بار و اینم تمام حرف من به تو اگه کسی رو پیدا کردی مثل من برات حاضر بود بمیره و کوچیک ترین انتظاری جز اینکه حالت خوب باشه داشته باشه دمت گرم و اینم بدون قربون صدقه و این چیزا تو مجازی همش دوروغه عشق واقعی به عمله نه یه پیام که معلوم نیست پشتش چه افکاری میگذره و به قول رفیقم من این همه تلاش کردم با دیگران بودنت توهین کردنت .. همرو کنار زدم خودمو محدود کردم اما تو حتی ذره ای اهمیت ندادی زمانی که من تورو ببینم بدون شک زندگیمو عوض کردم و راهمو به کل تعقیر دادم این دفعه بخاطر تو نمیرم تو رابطه که ده روز نشده دل طرفو بشکنم ولش کنم وبخاطر خودم میرم تو رابطه که کسی باشه وقتی براش حاضرم هرکاری کنم و بخاطر خودش بخوامش اونم چندین برابر به من احترام بزاره اغراق نیست و فکر نکنی توی دنیا فقط تو واسم مناسب بودی می خوام هیج وقت این حرفایی که بهت زدم رو بهم نگی چون جوابی اون موقعه ندارم و فقط بخاطر حس سنگینی قلبم توی این چند سال رو گفتم تا دردی که کشیدمو حس کنی. و دنبال جواب یا حس ترحم نیستم .))