آره نصفشو !😁 تا اونجایی که یه زنگ زد خونهشون باباش گوشی رو برداشت!😂 بقیهشو آخرشب میبینم.
من بازم بعد از چندین ماه و فوت بابام اومدم تو سایت! از حرفای من برداشت بد نکنید چون قصد و نیتم اینه که فقط کمک کنم و ازتون میخوام برا زندگم دعا کنید! الان مدتهاست خودم بهم ریختم و زندگیم مثل کلاف سردرگم شده! و با فوت بابام که پشت و پناه من بود حالم بدترم شده.
چون قسمت اوله زیاد چیزی نمیشه گفت ولی درمورد یه خانواده س که در دوره ۵۰ زندگی میکنن و ازون پولدارا
بعد این خانواده یه دختر داره که خیلی پدرش میخواد با کسی که مثلا میدونی یه ازدواج از پیش تعیین شده داشته باشه ولی دختره که اسمش شیرینه عاشق یکی دیگه میشه … بقیشو خودت ببین