سلام
داداشم چهار سالی هست ک شیشه میکشه و بهمون تهمت بی ناموسی میزنه بعد خیلی با مامانم حرف زدم تا بالاخره راضی شد ببریمش بیمارستان اعصاب قسمت ترک اعتیاد
صبی اومدن بردنش مامانم میگه اولش خوب بود بعد شروع کرد داد زدن گف همینجور صدامون میزد میگف غلط کردم میگف نذارین منو ببرن،مامانم پشت تلفن ک داشت باهام حرف میزد همش گریه میکرد و غصه میخورد خودمم ناراحتم اما چه میشه کرد باید ببریمش ترک کنه،خیلی با مامانم حرف زدم گفتم خودتو ناراحت نکن گریه نکن توکل کن ب خدا ان شالله ترک میکنه حالش خوب میشه
خیلی غصه دارم خیلی میترسم سکته کنم خیلی حس سنگینی میکنم رو قلبم، ان شالله باعث و بانیش خیر نبینه ک جوونای مردمو بدبخت میکنن
کسی تجربه همچین شرایطی داشته؟؟ بنظرتون اخرش چی میشه داداشم ۲۷ سالشه😭 فقط میگم خدا به جوونیش رحم کن