شوهرم اوایل ازدواج در حد این که به گروهای مختلف بره و با دخترا لاس بزنه یا برنامه های دوست یابی بزنه و با اطلاعات الکی با این و اون حرف بزنه و عکس چهره رد و بدل کنه بهم خیانت کرده و من اونموقع جدی میخواستم ازش جدا بشم که یه اتفاقاتی افتاد و من مجبور به برگشتن شدم ولی تو این مدت اونقدر اعتماد به نفس و عزت نفسم خورد شده بود که من دخالتای مادرشوهرمو هیزبازیای شوهرمو و خیلی اتفاقات بد که هر کدوم دلیل محکمی واسه طلاق بودو تحمل میکردم و از درون فقط خودمو نابود میکردم بعد ها فهمیدم تا یه سال قبل از دیوار داشته با دخترا لاس میزده الان وضعیت زندگیم در مقایسه با اون موقع ها ۱۸۰ درجه بهتر شده مشکل این جاس که من همچنان نمیتونم به شوهرم دیگه اعتماد کامل داشته باشم و فکر میکنم هر لحظه داره با دخترا چت میکنه میخوام روی خودم کار کنم تا بتونم اینبار بدون اینکه خودمو مجبور به انجام کاری کنم تصمیم درست رو بگیرم به نظرتون تو این شرایط طلاق میتونه واسم خوب باشه؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.