امروز۳۱اردیبهشت۱۴۰۵من واون از هم جدا شدیم خیلی دلتنگم حالم اصلا خوب نیست حس میکنم هیچکسو ندارم هرچی تونستم دعا خوندم احساس میکنم همه بهم نارو زدن چه حس بدیه...اینجا مینویسم تا شاید یه روز دوباره همه چیز خوب بشه اما از خدا خواستم که اگه قرار نیست بهش برسم پس حداقل بمیرم...اگه مردم بمونه یادگاری...اگه زنده موندم امیدوارم با ذوق بگم که بهش رسیدم...دیگه این حالمو نمیتونم تحمل کنم...خدایا صدامو میشنوی😔 دلم برات تنگ میشه پسر قشنگم تو همه ی زندگیم بودی تا ابد