وقتی که چن سال پیش نامزد بودم یکی از فامیل های دور حرف منو تو دهن میچرخوند میخواست ابرومو ببره جدابشم و اینکه هرچی از من گذشتم میدونست ب همه میگف
چن روز پیش فهمیدم دخترش با دوتا بچه طلاق گرفته و اومده خونه باباش از روزی ک فهمیدم خیلی برا دختره ناراحتم ولی میگم صبر خدا زیاده