2777
2789
عنوان

نمیدونم

375 بازدید | 21 پست

مامانش منو شست گذاشت کنار

هر توهین و تیکه ای می تونست به خانواده م نسبت داد

چیزایی گفت که به سلامت روانش شک کردم

اصلا نذاشت پسره بیاد بشینه اونم حرف بزنه

میخواد تموم کنه همه چیو بدون اینکه به نظر ما کاری داشته باشه

من که البته به چپش نیستم. حتی پسر خودش

حالم بد شد همونجا 

الان یخ زدم چسبیدم به شوفاژ و هنوز می لرزم

هنگ هنگم

دستام اتگار از مچ می خواد جدا شه

زل زدم به گوشی که پسره زنگی بزنه پیامی بده

هیچی هیچی 

چقد دیوانه بود

حالا من چی کار کنم با زندگیم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

کاش الان پنج سال. پیش بود. زندگی. ای که اون موقع داشتم. 

چرا اعتماد کردم. چرا گول خوردم

حالا چی کار کنم.زندگیمو چی کار کنم. ابرومو چی کار کنم. قلب شکسته و شخصیت له شده مو چیکار کنم

کاش منم پشتم پر بود کسیو داشتم ازم دفاع می کرد به اینا ج میداد

رفتار مادرش که شاهکاره 😐 چرا بعضی‌ها اینجورین؟ اگه پسره رو دوست داری و می‌تونی تحمل کنی شرایط رو که خب هیچی

ولی اگه واقعا نمی‌تونی از الان به هر سازیشون برقصی خودت یه فکر اساسی کن

رفتار مادرش که شاهکاره 😐 چرا بعضی‌ها اینجورین؟ اگه پسره رو دوست داری و می‌تونی تحمل کنی شرایط رو که ...

مادر اول که نشست گفت شاید من کلا با تو مخالف باشم

بعد اسمون ریسمون بافت

حرف اصلیش همون بود

فیلی پنج ساله نامزد هستی 

چهار ماه میشه که حال دلم خوب نیست، دلم گرفته، خانمای گل لطفا برای آرامشم وبرآورده شدن دو تا دعام که خیلی برام مهمن دعا کنید واگه میشه یه صلوات بفرستید 🌹ممنون
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز