خواهر وبرادر های خودم خیلی وقته منو تحویل نمیگیرن اصلا اخلاقشون یه جور شده بدم میاد ازشون مثلا هر هفته دور هم جمع میشن شام میخورن ودور همن و تو همه مناسبتهاشون همشون هستن فقط منو نمیگن البته منو برادر بزرگم با هم قهریم هم با خودش هم بازنش چون اونها تو جمع شون هستن منو شوهرم رو نمیگن که اونها بیان چون ما باشیم اونها نمیان هر مناسبتی دارن به ما نمیگن حتی حالمو زیاد نمیپرسن خونمون خیلی کم میان مثلا دو سه ماهی یه بار اونم با دعوت منم دوست دارم برم خونه هاشون ولی اصلا تارف نمیکنن که برم میرمم شوهرم میگه احساس میکنم دارن به زور تحملمون میکنن حتی بچمم زیاد تحویل نمیگیرن بدم میاد ازشون دلم خیلی ازشون پره
عزیزم ما سالی یک بارهم به زورمیریم خونه خواهربرادرام هنرکنن دوسه ماهی یکبار یه زنگ بزنن یا بایدحتمن دعوت کنیم اونام دعوت نمیکنن ما ازوقتی مادرم رفت خانوادمون پاچید ازهم ...عروساکه ازخداشونه..خواهرا ام فقط فکر رفیق بازیاشونن باغریبه ها حال میکنن تابا ما ما فقط با خانواده شوهرم رفت وامد داریم ومرتب به پدرم سرمیزنیم اگرکسی اونجاباشه میبینیمش وگرنه که هیچی...........