2777
2789
عنوان

دلم پره

323 بازدید | 11 پست

خواهر وبرادر های خودم خیلی وقته منو تحویل نمیگیرن اصلا اخلاقشون یه جور شده بدم میاد ازشون مثلا هر هفته دور هم جمع میشن شام میخورن  ودور همن و تو همه مناسبتهاشون همشون هستن فقط منو نمیگن البته منو برادر بزرگم با هم قهریم هم با خودش هم بازنش چون اونها تو جمع شون هستن منو شوهرم رو نمیگن که اونها بیان چون ما باشیم اونها نمیان هر مناسبتی دارن به ما نمیگن حتی حالمو زیاد نمیپرسن خونمون خیلی کم میان مثلا دو سه ماهی یه بار اونم با دعوت منم دوست دارم برم خونه هاشون ولی اصلا تارف نمیکنن که برم میرمم شوهرم میگه احساس میکنم دارن به زور تحملمون میکنن حتی بچمم زیاد تحویل نمیگیرن بدم میاد ازشون دلم خیلی ازشون پره 

عیب نداره ب زندگی خودت برس بافکرکردن ب این مسائل فقط آدم افسرده میشه خودشون میفهمن ک اشتباه کردن&nbs ...

نمیفهمن هر وقتم منو میبینن زیاد تحویل نمیگیرن نمیدونم چه هیزم نری فروختم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم ما سالی یک بارهم به زورمیریم خونه خواهربرادرام هنرکنن دوسه ماهی یکبار یه زنگ بزنن یا بایدحتمن دعوت کنیم اونام دعوت نمیکنن ما ازوقتی مادرم رفت خانوادمون پاچید ازهم ...عروساکه ازخداشونه..خواهرا ام فقط فکر رفیق بازیاشونن باغریبه ها حال میکنن تابا ما ما فقط با خانواده شوهرم رفت وامد داریم ومرتب به پدرم سرمیزنیم اگرکسی اونجاباشه میبینیمش وگرنه که هیچی...........

عزیزم ما سالی یک بارهم به زورمیریم خونه خواهربرادرام هنرکنن دوسه ماهی یکبار یه زنگ بزنن یا بایدحتمن ...

مثل  منی تقریبا ولی اخه اینکه اونها همش دور همن وفقط منو نمیخان تو جمعشون اذیتم میکنه 

الان سه ماه شده نرفتم خونه هاشون اصلا نمیگن بیا یا چرا نمیای

علت سردشدنشونو بپرس .....بعدهم چون برادربزرگتر واجب تره ترجیحا با اون بیشتر رفت آمد میکنن شاید منظوری ندارن ولی بهتره آشتی کنید اگه روابط گرمی داشتین قبلن ومثل مایخ نبودین

علت سردشدنشونو بپرس .....بعدهم چون برادربزرگتر واجب تره ترجیحا با اون بیشتر رفت آمد میکنن شاید منظور ...

اره من خودم دوس داشتن اشتی کنم ولی اونا میگن نمیخایم اشتی کنیم هیچوقت منم دیگه تمایلی ندارم به اشتی فقط از دست بقیه شون ناراحتم

اره من خودم دوس داشتن اشتی کنم ولی اونا میگن نمیخایم اشتی کنیم هیچوقت منم دیگه تمایلی ندارم به اشتی ...

یه مدت محلشون نزار خودشون برمیگردن یا اینکه به یه بزرگتر که ازش حساب میبرن بگو ناراحت نشیا اما شاید موضوع دعواتون خیلی بدبوده که همه میخوان تردتون کنن

یه مدت محلشون نزار خودشون برمیگردن یا اینکه به یه بزرگتر که ازش حساب میبرن بگو ناراحت نشیا اما شاید ...

موضوع دعوامون که بد بود ولی تقصیر برادرمم بود ولی اونها فقط با من سردن منم دیگه میخام محلشون نزارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108