2777
2789
عنوان

دلم شکست

89 بازدید | 11 پست

مادرم امشب بی هوا به پدرم گفت بلند شو بریم به پدرم سر بزنیم و رفتن بعد حالا که اومده فهمیدم یک کیک خریده برده اونجا خالم و بچه هاشم بودن کیکم نیاورده هیچ چیز ازش، بعد ما امتحانم داشتیم با خواهرام تو یه سطل یه مقدار غذا از ظهر که خالم درست کرده ریخته اورده برای من مثلا

دلم میخواد گریم بگیره نمیدونم چرا گریم نمیگیره ولی همینطور مثل نشخوار فکری دارم فکر میکنم بهش 

ای داد بی داد

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ظهر سر سفره شوهر خالم زنگ زد که بیاین امشب و من هی از روی سادگیم گفتم بگو امشب میایم فوقش جشن اصلیو جمعه میگیریم که همه باشن( امشب چندتا نبودن) و امشب دور هم باشیم، نگفت و قطع کرد

وای چقدر دلم شکست ای بابا

تازه این کار خوبشهمن مامان نمیشم چون میترسم مثل مادرم بشم و میدونم اون بچه خیلی عذاب میکشه

خب از کارای مامانت عبرت بگیر کارای مامانت انجام نده بر عکسش یاد بگیر محبت

خب از کارای مامانت عبرت بگیر کارای مامانت انجام نده بر عکسش یاد بگیر محبت

خانم من حالم خیلی بده الان

انقدر حالم بده که هیچ کلمه ای نمیتونه توصیفش کنه

حتی گریم نمیاد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز