امشب میخواستیم بریم خونه مامانم واسه روز پدر از صبح قول داد میریم ولی با زور۶غروب برد تا خود خونه بابامم غر زد و داد و فحش،خودشون واسه خواهرش خونه خریدن ماشین و جاهازم دادن یعنی یه جورایی به خواهره ارثیه اش رو دادن میگه چرا بابات اینکارارو واسه تو نمیکنه میگم خب بابام زنده اس شما ارث اونو دادید