2777
2789
عنوان

چه تاپیکی

131 بازدید | 12 پست

درود و روز بخیر خدمت گلا

چه تاپیکی دوست داشتین ببینین آخرش چی میشه و نصفه خوندین یا نصفه موند قرار بود استارتر خبر بده و خبر نداد یا کلا تاپیک رو گم کردین

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

برام از اول مهم نبود

پروفم جانگ هوسوک(Jhope) از بی تی اس ||⟭⟬0=7-1⟬⟭ ||آریرانگ|| In the world full of boys,HE IS A GENTLEMAN![شدیدا آبسسد سپ،ولی هوسوک بایسم،وقتی راجب ی سنجاب کوچولو،نینی کوچولو،پسری،مردی..یا راجب هرچی و هرکس حرف میزنم،منظورم هوسوکه]صافت استنم ولی گاهی از بس پسری هات میشه ک دیگه صافت استن بودنو نمیتونم!عاشق هوپگیم،ولی تا وقتی خود هوسوک سپ شیپره،کی میتونه رو حرفش حرف بزنه؟😌شیپای فرعی ک شیپ میکنم تهکوک،جیکوک،ویمین هسن،هوپمین،یونمین شیپرم هستم،ولی سپ ایز ریل😌😂نامجین هم ک دیگه مونی ب جین حلقه داد و شیپشون شیپر نمیخواد،اونا کام اوت کردن عملا✨عاشق رابطه جینکوکم🍒خلاصه بگم که بنگتن شیپر و بنگتن استنم،سولو استن ای هیت یو و تنها فرقه ای هستی ک براش احترامی قائل نیستم پس هیچوقت اطراف من نپلک![ی ادیت کوچولو اینجا بزنم،بعد از رای گیری برای ماما:اوتی سیکسایی ک بخاطر ی حرف فنبیس ک معلوم نیس اصلا کیه کلا هوسوکو ول کردین!ببینمتون اسکوتر یونگی رو از هفت ناحیه بهتون تقدیم میکنم،از سولواستنا بیشتر ازتون بدم میاد،پس سعی کنین اصلا جلوی چشمم ظاهر نشین]عاشق ۱۷ اکتبرم،روزی ک سانشاینم بالاخره از میلیتری سرویس برگشت☀️تاپیکای اوتی سونیم مربوط ب قبل کنسرت هاتس ،بعد هاتس(هوپ ان د استیج)دیگه آدم سابق نشدم،کیوتچه با روح و روان آدم بازی میکرد🐿️!از بین کنسرتای هاتس،کنسرت اوتی سونی رو دوستداشتم،و کنسرت بعد اون ک جز کنسرتای فاینال بود و هوسوکی نیکد اومد رو صحنه و دختراشو به آتیش کشید🔥😌[ادیت بعد کنسرت انکور ران سوکجین:سکند بست کنسرتی ک دوسدارم،کنسرت انکور روز اول ران سوکجینه ک س تا نینی باهم تو آهنگ سو وات،آب بازی کردن🌟](۱۴۰۴/۰۸/۲۸عصر امروز تهیونگ اومد لایو و فارسی حرف زد😭گفت: (عصر بهیر،آنها صبحانه میکوردند)؛اولشم برگشت گفت فارسی خیلی سخته ولی تلاششو میکنه💞]

اونی که اشتباه پیام داده بود به شوهرش جای شوهر خواهرشوهرش نمیدونم زندس مردس یه خبرررر داد نداذ

شوهر خواهرش*

پروفم جانگ هوسوک(Jhope) از بی تی اس ||⟭⟬0=7-1⟬⟭ ||آریرانگ|| In the world full of boys,HE IS A GENTLEMAN![شدیدا آبسسد سپ،ولی هوسوک بایسم،وقتی راجب ی سنجاب کوچولو،نینی کوچولو،پسری،مردی..یا راجب هرچی و هرکس حرف میزنم،منظورم هوسوکه]صافت استنم ولی گاهی از بس پسری هات میشه ک دیگه صافت استن بودنو نمیتونم!عاشق هوپگیم،ولی تا وقتی خود هوسوک سپ شیپره،کی میتونه رو حرفش حرف بزنه؟😌شیپای فرعی ک شیپ میکنم تهکوک،جیکوک،ویمین هسن،هوپمین،یونمین شیپرم هستم،ولی سپ ایز ریل😌😂نامجین هم ک دیگه مونی ب جین حلقه داد و شیپشون شیپر نمیخواد،اونا کام اوت کردن عملا✨عاشق رابطه جینکوکم🍒خلاصه بگم که بنگتن شیپر و بنگتن استنم،سولو استن ای هیت یو و تنها فرقه ای هستی ک براش احترامی قائل نیستم پس هیچوقت اطراف من نپلک![ی ادیت کوچولو اینجا بزنم،بعد از رای گیری برای ماما:اوتی سیکسایی ک بخاطر ی حرف فنبیس ک معلوم نیس اصلا کیه کلا هوسوکو ول کردین!ببینمتون اسکوتر یونگی رو از هفت ناحیه بهتون تقدیم میکنم،از سولواستنا بیشتر ازتون بدم میاد،پس سعی کنین اصلا جلوی چشمم ظاهر نشین]عاشق ۱۷ اکتبرم،روزی ک سانشاینم بالاخره از میلیتری سرویس برگشت☀️تاپیکای اوتی سونیم مربوط ب قبل کنسرت هاتس ،بعد هاتس(هوپ ان د استیج)دیگه آدم سابق نشدم،کیوتچه با روح و روان آدم بازی میکرد🐿️!از بین کنسرتای هاتس،کنسرت اوتی سونی رو دوستداشتم،و کنسرت بعد اون ک جز کنسرتای فاینال بود و هوسوکی نیکد اومد رو صحنه و دختراشو به آتیش کشید🔥😌[ادیت بعد کنسرت انکور ران سوکجین:سکند بست کنسرتی ک دوسدارم،کنسرت انکور روز اول ران سوکجینه ک س تا نینی باهم تو آهنگ سو وات،آب بازی کردن🌟](۱۴۰۴/۰۸/۲۸عصر امروز تهیونگ اومد لایو و فارسی حرف زد😭گفت: (عصر بهیر،آنها صبحانه میکوردند)؛اولشم برگشت گفت فارسی خیلی سخته ولی تلاششو میکنه💞]

یه کاربری اینجا بود سال ۹۹، ۴۰۰.

شوهرش بهش خیانت کرده بود و جدا شده بودن. ولی هنوز دوستش داشت. کلا در حال آه و ناله بود.

از سایت رفته دیگه. می‌خواستم بدوتم تونسته با خودش کنار بیاد یا نه.

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

اونی که اشتباه پیام داده بود به شوهرش جای شوهر خواهرشوهرش نمیدونم زندس مردس یه خبرررر داد نداذ

اره میخاست به شوهر خواهر شوهرش اس بده تو اینستا ؟

ذهن منم درگیرشه

چشمانت ارتش هیتلر بود دل من لهستان بی دفاع❤

اونی که اشتباه پیام داده بود به شوهرش جای شوهر خواهرشوهرش نمیدونم زندس مردس یه خبرررر داد نداذ

جات اینجا نیست...تو کنکور داری👀🤦🏻‍♀️😂😂

خدا🪴🦋میشه برای خواسته ام یه صلوات بفرستی مهربون💕🌱

یه کاربری اینجا بود سال ۹۹، ۴۰۰.شوهرش بهش خیانت کرده بود و جدا شده بودن. ولی هنوز دوستش داشت. کلا در ...

مهرآبانم؟

به بعضی کاربرا فقط بایدبگیم چه سری چه دمی عجب پایی...درغیراینصورت به محض گفتن بالا چشمت ابروئه متهم به حسادت وعقده میشیم ومشمول این دعا که انشاالله خدا بهمون آرامش بده 😅

مهرآبانم؟

نه یکی دیگه بود.

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

یکی بود سه سال پیش گفت بار داره چهار ماهه و شوهرش میخواد ببره غیر قانونی یه جایی بچشو سقط کنه 

تا همه لحضه آخر قبل سنو می‌گفت دعا کنین شوهرم دلش به رحم بیاد یا دکتره دلش به رحم بیاد 

کلی براش گریه کردم و نمی‌دونم چی شد

صدا کن مرا، صدای تو خوب است، صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست که در انتهای صمیمیت حزن میروید🥀

2790
2778
2791
2779
2792