2777
2789

به اونجا نمیتونم اعتماد کنم الان کا خونه داییم هستم میخوام بهش بگم ببر مشاور باید یکم حالم خوب بشه چون به خودشون هم میگم ولی قبول نمیکنن ببرن پرورشگاه بعدش بله مادرم به شدت و خودم هم هر بار وقتی تو خونه صدای آیفون میشندیم از ترس و استرس دستام بی حس و حرکت میشد نمیخوام برگردم وقتی پدرمو میبینم حالم بد میشه هر بلایی سر مادرم میاره و همه فامیل دایی و .‌ ‌. . میدونن مادرم میگه نمیخوام داداش ۸ سالت دست پدرت بمونه و اگه مرد بالا سرمون نباشه نمیشه و گرسنه میمونیم و .... در حالی که قبلا میگفت به خاطر تو طلاق نمیگیرم و من پرسیدم اگه طلاق بگیره داداشمو میدن همش بهونست دقیقا شب تولدم کم مونده بود بابام من و مامانمو به کشت بده هموز جای بعضی زخما رو بدنم مونده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

الانم قراره ۲۵ همین ماه بیاد منو ببره نمیخوام برم خیلی میترسم نمیدونم چی کار کنم داییم میگه اگه پدرت اجازه میداد برات خونه مستقل میگرفتیم ولی نمیشه چون سنت کمه دختری باید بری پیش پدرت و ... ولی اون پدری که میوه کثیف و خراب رو به زور با انگشتاش با حرف مردم وارد حلقم میکنه فردا نمیتونه با خرف مردم مواد رو بزور و کتک به خوردم بده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بارداری

tida_6773 | 40 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز