2789
عنوان

رمان خونا

55 بازدید | 0 پست

سلام 

چند سال پیش ی رمان قدیمی خوندم با این خلاصه


ی پسر برای انتقام دختری رو با کمک دوستش میدزده بعد ک دختر بهوش اومد اونو میبوسه و از این صحنه عکس میگیره و برای خانواده دختر میفرسته

خانواده دختر اونو طرد میکنن و دختر مجبور میشه با پسر و خونواده پسر زندگی کنه


خونواده پسر خیلی مهربون بودنو رفتار خوبی با دختر دارن

چند وقت میگذره و دختر پرستار دختر بچه چندماهه پسر میشه


واینکه ی مدت بعدش پسر با بچشو دختر به خارج میشه واینم یادمه ک ی روز دختر اهنگ گذاشته بودو با بچه میرقصید ک پسر سر میرسه و میبینش

اخرشم باهم ازدواج‌میکنن


فک کنم‌مادر پسر هم قطع نخاع و ویلچر نشین بوده

ممنون میسم اسمشو بم‌بگید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز