امروز با دوستم رفتيم ارايشگاه و موهامونو كوتاه كرديم، هر دوتامون موها خَيلي بلند شده بودً تا كمر اون زد به سرش پسرونه زد ولي من خَيلي كوتاه نكردم، تا پامونو گذاشتيم بيرون خالش زنگ زد برات خواستگار پيدا شده جوري عكسام مادرش ديده عاشق موهاي بلندت شده گفته پسر من موي بلند دوستً داره خَيلي 😬😬😬جوري هم كه گفت شرايط پسره خَيلي خَيلي خوب بودًه يعني خواستم بگم بد شأنس تر از من هم بودًه تَو اين دنيا خبر نداشتيم، فقط فوشاش مونده واسه من 😬😬
والا همینو بگو، حیف نیس، منم موهام بلنده تا کمر، هی میگم کوتاه کنم، ولی واقعاااا حیفم میاد، پشیمون م ...
من اصلا حوصله موی بلند رو ندارم. الانم به زور خودم رو نگه داشتم که انشالله برا عروسی داداشم مو داشته باشم.
"برای اینکه مردم در خط نگهداشته شوند، آنها باید گرسنه، نیازمند، بیسواد، و خرافی نگهداشته شوند. اگر فرزند بقال باسواد شود، او نهتنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژههای بدیعی را نیز بکار میبرد که نه شما و نه من نمیتوانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی میافتد اگر کودک علوفهفروش باهوش و توانا باشد و کودک من، ...،تنبل و احمق باشد؟"