ما طبقه بالا مادرشوهرم ایناییم خواهر شوهرم ازدواج کرده دوتاام پسر داره، یعنی هرروز ساعت یازده دوازده میشه ک میشه میان اینجا ناهار و شام اخر شبم شوهرش میاد دنبالشون بعد سهم غذا اونم میبره😵یعنی هرشب هرشب شاید دزهفته یکروزش را نیاد مثلا بعد چهارشنبه هام ک میاد میمونه کلن تا جمعه شب، اما مارا چی بشه ک یکبار دعوت کنن، پدر شوهرم وضعش خوبه خودش قبول کرده بوده یکی از قسطامون ک مبلغش یکونیم در ماهه را بده چن تاش را داد و این ماه دادو بیداد راه انداخت ک نمیدم و ندارم و... شوهرمم خیلی ناراحت شد، منم میگم چطور خرج اونارا میتونن بدن اما برا ما اینجور میکنن
توقع نداشته باش راحتی واقعااگر فرقی که مادرشوهرم بین ما و خواهرشوهر برادرشوهر گذاشته برات بگم .....ب ...
این حرفا گفتنش راحته اما واقعا تجربه کردنش خیلی تلخه، شوهرم ک خیلی دلش شکست، بخاطر اینکه دادو بیداد کرد میگه غرورم شکسته شد، تازه شوهرم خیلی زحمت کشه خودش اما واقعا تامین زندگی خیلی سخت شده
لازم نیست دلت بسوزه بحث فرق گذاشتنه انشالا تواین شراط قرار بگیری تا بتونی درک کنی
مگه بیل خورده به کمرتون خودتون خرج زندگیتونو بدین،طرف مقابل گناه نکرده که خرج عروس بده،دهن آدمو باز می کنین،از عالم و آدم طلب کارین،بتوچه پولشو به کی میده،کم داری برو از بابات بگیر گشنه