ناراحتم از اینکه من تو ی شهر دیگ دانشگاه میرم تا همین الان نشده مامانم یا بابام یبار بهم پول بدن تو اون شهر غریبم هزار بار شده پول تاکسی نداشته باشم یعنی هزار تومان تو جیبم نباشه کلی مسیرو پیاده برم گرسنگی بکشم قسط داشته باشم با این سن بعد اونوقت داداشم ک ازدواج کرده هر ماه پولاشونو جمع میکنن میدن ب اون که بدهیاشو بده اونم کلا با زنش تو مسافران. من دارم این وسط با سختی میگذرونم زندگیمو پولم ک خواستنی میگن نداریم.