خونوادم به شدت مقایسه گر هستن پدرم نقطه ضعف وحشتناکی رو استاد دانشگاه و تدریس داره . تازگی خواهرم ازدواج کرده و شوهرش شدیدا تو فاز کلاس گذاشتنه ، دائم از این چیزا میگه که قراره هیات علمی شم و این صحبتا. خونوادم دست و پاشون میلرزه روش ، کلا رو همه جی ظاهرش حتی، وقتی اون وارد زندگیمون شد مستقیم و غیر مستقیم به من فهموندن شوهر خواهرت از خواستگار تو ینی دوس پسرم که قصد ازدواج داشت بهتره از ظاهر شروع کردن و الانم به طرز عجیبی تحصیلاتش باعث شده بهش ارزش بدن، یک مقطع تحصیلی از دوس پسرم بالاتره و جفتشون تحصیلات تکمیلی هستن .
خونوادم اعتماد ب نفسمو شدیدا پایین آوردن ، جوری که دلم نمیخواد دوس پسرم وارد همچین خونواده ای بشه که به وضوح اون و برتر میدونن. نمیدونم چه غلطی کنم واقعا منم ۲۸ سالمه نمیدونم دیگه کیس بهتری پیدا میشه یا نه. ولی هم نمیخوام اون تو همچین خونواده ای پاشو بذاره که با دید تحقیر نگاه کنن هم خودم اعتماد به نفسمو از دست دادم. خواهرمم شدیدا حس به جایگاه بالایی رسیدن داره. نظرتون چیه؟