نمیدونم منو درک میکنید یا نه بخدا آیندم داره خراب میشه من وقتی وارد راهنمایی شدم یه بچه بودم که تازه مادرشو از دست داده بین کلی آدم غریبه هیچ دوستی نداشتم هنوز مرگ مادرمو قبول نکرده بود از لحاظ روحی و حرف های مردم بیزار و خسته بودم و این مشکل تا پایه هشتم همراهم بود درسته توجیح درستی شاید نباشه ولی باز من تلاش میکردم همه درسام خوب باشه ولی اون موقع حوصله ریاضی رو نداشتم و تا الان باعث شده من ریاضی همش تجديد باشم و قبولی برام آرزو باشه چون وقتی میخوام شروع کنم یهو تنم به لرزه میاد انگار یه حسی بدی بهم میگه نمیتونی الکی تلاش نکن من چیکار کنم موفق شم این حس لعنتی از بین بره نهمم باید تلاش کنم شاید تونستم تجربی بیارم 💔😞