2789
عنوان

به یاد قدیما

141 بازدید | 3 پست


🔸شب های بلند زمستان

هر وقت مادر سفره شام را زودتر پهن می‌کرد

و کت آقاجون را از کمد بیرون می‌کشید

می‌فهمیدیم قرار است جایی برویم

همان سرِ شب با کلی ذوق و شوق،

آماده میشدیم برای رفتن به یک شب نشینی


🔸آقا جون می‌گفت: صله ارحام دلِ آدم را شاد نگه می‌دارد

هیچکس هم نمی‌گفت نمی‌آیم!

ازین ادا اصول ها که من نمی‌آیم شما خودتان بروید و امتحان و آزمون و کنکور دارم و جوان است دوست دارد توی خودش باشد هم نداشتیم

همه با هم می‌رفتیم

تلفن هم نبود که قبلش هماهنگ کنیم

و میزبان و بچه‌هایش را هم کلی ذوق زده می‌کردیم


🔸به سر کوچه شان که می‌رسیدیم

جلوتر از مادر و آقاجون

بدو بدو خودمان را به درشان می‌رساندیم

تا از بودنشان اطمینان پیدا کنیم


🔸با یک چشم از لای در حیاط که اغلب خوب بسته نمی‌شد

یا از سوراخ کلید به درون خانه‌شان سرک می‌کشیدیم

روشن بودن یک چراغ، به منزله این بود که خانه نیستند و خودشان جایی رفته‌اند

حسابی توی ذوقمان می‌خورد

و قلب و دلمان حسابی می‌گرفت

اما اگر همه چراغها روشن بود

بگو بخند تا آخر شبمان جور بود


🔹اما این روزها چه

آخر شب که بغض می‌کنی

دردها که تلنبار می‌شود،

میروی سراغ لیست مخاطبانت

یکی حالت روح

یکی لست ریسنتلی

یکی لانگ تایم اِگو!

یکی دلیت اکانت!


🔹آدم نمی‌داند کِی هستند، کِی نیستند!؟

اصلا آدم نمی فهمد چراغِ کدام خانه خاموش است و کدام روشن!؟

تا بی مقدمه برایش تایپ کند:

" تشنه ی یک صحبت طولانی‌ام ".

و سریع ریپلای شود:

" بگو من کِی کجا باشم؟ ".


🔻داریم از تنهایی و بی همزبانی "دق" می کنیم

بعد اسمش را گذاشته اند " عصر ارتباطات "❗️


بیایید یلدای امسال را در کنار هم برگزار کنیم🙏

من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اره واقعا جالب بود. ما هم تازه آمده بودیم کرج. یه مدت تلفن نداشتیم. همینطور واسمون مهمان میومد  مثل این نوشته چقدم ذوق می کردیم   مامان و بابامون هم با روی خوش پذیرایی می کردن  تشریفات هم به این اندازه نبود  نهایتش مامانم برنج درست میکرد. آقاییون هم می رفتن از سر کوچه کباب و نوشابه می خریدن   تازه. کلی هم کیف می کردیم مهمون آمده. چلو کباب می خوریم موقع رفتن هم آویزون میشدیم که نرید  مهمانمان هم یه کم که اصرار می کردیم  قبول می کردن شب می موند ن    

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز