سلام
من مهسا هستم روز ۳۳
مشکلم رو صفحه دوم گفته بودم
میخام منم از معجزه ای ک خدای بزرگ در حقم کرد و ب لطف و مهربونی پنج تن تونستم ب خواستم برسم رو ب شما هم بگم
من یک هفته قبل از شروع چله حدیث کسا متوجه یک توده زیر بغلم شدم ک خیلی خیلی منو نگران و وحشتزده کرد
چون توی فامیلمون یکب از خانمها هم این توده رو داشت و متاسفانه فهمید ک سرطان سینه داره، خیلی از این بابت ترسیدم و فکر کردم ک حتما من هم دچار شدم......
واقعا روزای پر استرس و وحشتناکی داشتم جوری ک ب خدا التماس میکردم ک الان نه...
هعی . چی بگم بخاطر پسرم و از وقتی مادر شدم خیلی حساس شدم. بماند ک اطرافیانم چقدر درگیر این مسعله بودن
خلاصه یک روز ک تو ی تاپیک ک یادم نیست چی بود در حال خوندن بودم دوشیزه فاطمه جان (ک خدا انشالله هرچی میخاد بهش بده. خیلی دعاش میکنم. بانی خیره و مطمعنا از خیرات این عمل بی نصیب نمیمونه) پست مربوط ب چله رو گذاشت
من قبلا خیلی در مورد این دعا شنیده بودم پس نیت کردم و سریع به فاطمه حان جواب دادم.
ولی همین الان ک مینویسم قلبم داره تند تند میزنه از شدت اضطرابی ک روز سونوگرافی داشتم. پنجمین روزی بود ک این دعا رو شروع کرده بودن و زیر لبم مدام صداشون میزدم.
که
خوشبختانه ب لطف خدای بزرگم متوجه شدم ک ی کیسته و حای نگرانی نداره... اصلا اصلا باورم نمیشد ب این زودی حاجتم رو از این عزیزان بگیرم. هرشب با خوندن این دعا کلی بقیه رو دعا میکنم ک اونام مثل من ب خاستشون برسن. این دعا تا ابد برای من یکی حکم معجزه رو داره.
دوستای گلم میدونم همتون مثل من مشکل بزرگی دارید ک دست ب دامن این عزیزان شدین. اطمینان داشته باشید ک خدا توانا تر از اون چیزیه ک فکرش رو بکنید و با نیت خالص در خونه پنج تن رو بزنید تا خدا ب بزرگیشون حاجت دلتون رو بده.
خیلی محتاج دعاتونم . منو فراموش نکنید🙏🙏🙏🙏