من و خواهرم تو خونه تنها بودیم و مامان بابام مسافرت کاری بودن. خواهرم بیدار بود من خواب بودم یک دفعه صدای کوبیده شدن در اومد طوری که منی که خوابم خیلی سنگینه از خواب پریدم.
همینطوری صدا میومد از در من و خواهرم چون چراغ ها خاموش بود یک ربع ساکت موندیم تا اگه کسی هست فکر کنه خونه نیستیم وهرچی می خواد و داره بره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شیر شده بودی آره🤣🤣🤣🤣خدا نخواست آبروش بره ادامه بده رسوا میشه
شیر زنیم برا خودم مثلا😂😂😎
حدس میزنیم میدونیم کیه چون اینجا فقط یه دزد هست اونم چون معتادع همه چی دم دستس بیاد میبره نصف احالی اینجا وسایلشونو دو دیقع ای میبره خیلی زرنگه ماشینم جدیدا میدزدع