شعرایی که دوس دارم مینویسم بخونید شما هم من ارگ بَمم خشت به خشتم متلاشی/تو نقش جهان هر وَجَبَت تِرمه و کاشی ** تهمینه ی من ترسم این است نباشد/باب دلت این رستم بی رخش پر از غم**مثل چایی که میچسبد به سرما بیشتر/ با همه گرمیم با دل های تنها بیشتر ** من نارون صاعقه خورده تو گل سرخ/ تو سبز بمان، من به درک،من به جهنم
میشه برای عاقبت بخیریم یه صلوات بفرستین🙂🙏🏻........ #انشاالله_جشن_ظهور💚......../// بالاخره میرسیم به اونجایی که صائب میگه ،ارامش است عاقبت اظطراب ها 💜......///#خلیج_تا_ابد_پارس💙...............................💙💙Gulf forever Pars#💙.............///# به امید ایران بدون افغان❤️🇮🇷❤️...........بهترین تاریخ برای من 140۵/۰۵/۰۵ شکر👆🏻❤️........... دختر آریایی💗
من گره میزنم رشته امیدم را به خدایی که هیچ گاه رهایم نمی کند🦋یه دختر ۲۶ ساله معلم که عاشق کتاب خوندنم و فیلم دیدن🌻ای کوروش ای فرخ ایران من ز تو زاده شد نام ایران من💚🤍❤️لازم نیست برای بزرگ کردن یک زن آن ره به یک مرد تشبیه کرد،او به سادگی یک زن است همینقدر با شکوه🫶🏻پروردگار من سایه پدر و مادران تمام دنیا را بر سر فرزندانشان نگه دار🍀و من با خدایم آزادانه حرف میزنم بدون هیچ مانعی حرف دلم را به سادگی با او می گویم من اینگونه به خدایم نزدیک تر میشوم🌿چه بر سر ایرانم آمده...🖤
خونه مادر شوهرم البته الان چندروز خونه مامانم ایناییم چون خونشون شمال شوهرم دیگه نمیتونه مرخصی بگیره قرار شده این هفته زودتر وسایل یلدا آماده کنیم
تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️۱۴۰۴/۰۹/۲۰ روز مادر رفتیم دکتر مامان قلبت خیلی ضعیف میزد کلی گریه کردم 🤕1404/10/26 کیسه آبم پاره شد و پسر قشنگم با وزن 2580به دنیا اومد و زندگیمون قشنگتر کرد
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...