دوهفته اس شوهرم قهره باهام چون از خواهرش وخانوادش انتقاد کردم داد میزد وموهامو میکشیدی البته در همین حد شوهرم تنها مشکلی که داره تعصبش وکنترل نداشتن خشمش باعث شده خیلی ازش زده بشم سه روز پیش با اصرار من اشتی کرداما در حد نزدیکی بعدشم دوبار قهر کرد وسر وسنگین شد یه دختره 4ساله دارم و6 سال زندگی مشترک همه کار برا زندگسم کردم بچه ها چکار کنم دلم میخاد برم از این زندگی ولی واقعا خانوادم تحمل این رنج رو ندارن میترسم پدرم چیزیش بشه واینکه اگر قهر کردم دیگه هسچی سر جاش بر نمیگرده هیچی
میگم انگار داری شوهر منو میگی. کلا غرق در خانواده خودش و مشکلات اوناس
تو چکار میکنی خوب من دلم میخاد شوهرم باهم خوش باشه باورتون نمیشه میریم پارک خواهرش یا داداشش زنگ میزنن یعنی زهر میکنن برامون اخرشم با داد کگفت بریم خونه ولی شده خانوادم منو ناراحت بکنن بحاطر مسایلی ولی من خودمو نگه داشتم وابراز نمیکنم وسعی میکنم خلقم گرفته نشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خوب الان دوهفته قهر براچی با من قهر کرده خوب اشتی کردی چرا اینجوری اخه این مسخره بازیا چیه
فک کنم خلی سختش شده اون حرفا
عزیزدلم مردا بعضیاشون بدقلق هستن یکیش شوهرخودم..وقتی ازیه چیزی خیلی حرصش بگیره تاکلی وقت بی محلی داره
یه کم که دیدی انعطاف نشون داد بشین باآرامش باهاش حرف بزن یکم ازش تعریف کن وبگوخانوادتم واسم عزیزن وفلان...
من تکه ای از پازل خداوندم،میدانم آفریدگاری دارم که همیشه بوده،همیشه هست،رهایم نمی کند،عدم درقاموس پروردگارم واژه ای بی معناست...من قطعه ای اززندگانیم،تکه ای از پازل هستی،خدایم مرا آفریده تا آینه ی او شوم..آفریده تا جان ببخشم،امید دهم،من تکه ای از پازل زندگی هستم،اگر خود را گم کنم همه چیز وهمه کس ناقص می مانند.من باید آگاهانه زندگی کنم تا پازلی که خدا چیده بر هم نریزد.❤👨👦👶👼❤
من شده شوهرم تا یک سال هم ناراحت بوده و منو اذیت کرده....مشکل رو هم نمیگفته کجاس. بعدها فهمیدم اون یه سال برا برادرش مشکل حادی پیش اومده بوده.......بهش میگم حداقل منو مطلع کن که بفهمم دردت چیه و بهت گیر ندم.......اما بازم کار خودشو میکنه.به من نمیگه سر چی ناراحته
ینی فقط بخاطر نزدیک اشتی کرده خب ملومه بعدش باز قهر میکنه خواهرم اصلا سیاست وناقلایی نداره
من فکرشم نکردم که دوباره میخاد قهر کنه خیلی ناراحتم اولین بار اینطوری پیش میاد تاحالا اینطوری نبود دوهفته اس جاشو جدا کرده ازم چه سیاستی اخه خستم شد اینقد سیاست سیاست
تو چکار میکنی خوب من دلم میخاد شوهرم باهم خوش باشه باورتون نمیشه میریم پارک خواهرش یا داداشش زنگ میز ...
همون طوری که بقیه میگن بهتره که خودت رو ناراحت برا خانوادش نشون بدی و کنارش باشی و جبهه مقابل نباشی... اما میتونی گاهی در همون حالت که اظهار می کنی چقدر برا خانوادش ناراحت شدی حرفای خودتم بگی....مثلا بگو ای کاش دغدغه خودمون کمتر بود می تونستیم به این بنده های خدا بیشتر توجه کنیم... کاش زمان بهمون اجازه میداد براشون وقت بزاریم........ یعنی غیرمستقیم بگو بیش از این شرایط توجه به اونا رو نداریم وگرنه حتما می کردیم
اره سیاست ینی همین اینکه ب خانوادش توهین کنی کاربدترمیکنه
من توهین نکردم تو این 6 سال همراهش بودم ولی دیگه اونشب بهش گفتم خستم شداز این همه ناراحتی وغم خانوادت واقعا هم شوهرمو فقط واسه کاراشون میخان بهش گفتم هرموقع میخوای درمورد مسائل خانوادت حرف بزنی برو بیرون حرف بزن اخه خانوادش هرموقع اومدن خونمون همیشه یه دعوای پشت بندش هست یا دعوای خواروبرادر یا پدر وپسر یا برادرها باهم یا خواهرشوهرم بامن اصلا یه وضع اشفته ایه