ما یه جشنی بودیم بعد یکی از خانم هایی که آشنایان بود اومد نشست سر میز فایل نزدیکمون بهش گفتم بیا برقص خیلی اصرار کردم گفت نه بعدا میام داشتم با دخترخالم صحبت کردم که رفتم آرایشگاه موهام صاف کرده بودم گفت معلوم نیست رفتی آرایشگاه گوشیم دستم بود گفتم میخوای ازت عکس بگیرم اخم کرد گفت نه من خیلی ناراحت شدم آخه خودش بعدا داشت عکس میگرفت نمیدونم چرا اینجوری کرد هر کاری میکنم یادم بره نمیره نمیتونم مثل قبل باهاش برخورد کنم به نظرتون حق با منه