یا مسخره میکنن یا نفرین یا حسادت
مثلا مامانم میگ به قیافت مینازی چون خوشگلی ب خودت میگیری
یا میگ وای خدا نکنه تو ب جایی برسی یا بپول برسی آدم گندی هستی
یا نفرین میکنه پول بدوعه تو هم بدویی ینی بهش مرسم
یا میگ ی شوهر عین بابات گیرت بیاد( چون از بابام بدش میاد و حس میکنه من پشت بابامم. درصورتی ک اینطور نیی ولی در ظاهر اینطوری بنظر میرسه)
یا میگ شوهر کنی مثه من درگیر کار خونه اینا بشی بفهمی چ حالی دارم
یا میبینمت وقتی شوهر کردی ...
وقتی عصبی هس همش نفریناش اینطوریع ولی ارومه دعا خوب میکنه بعد میگ حالا من ت عصبانیت نفرین میکنم از ته دل نیست واینا ولی درکل نفریناش بیشتره من ناراحت میشم
ابجیم هم همین طور
آخرین دفه من اصن باهاش دعوا نکردم خودش حس کرد ی فرقی گذاشتن درصورتی ک اینطور نبود ی هفته فقط منو میکوبید نفرین و فحش میداد
مثلا میگف سختی کشیده موهاش سفید شده من سفید نکرده موهام درصورتی ک موهای منم تو سن کم سفید شده و سفیدی زیادی دارم
یا اگ فلان چیز یا موقعیت گیرم امد سختی بکشم
یا چون درمورد خواستگار و نامزدیش ب مشکل خورد بمن نفرین میکنه بدتر از این سرت بیاد
یا میگف فلان چیز امیدوارم خراب شه درست نشه دلم خنک میشع ازخدامه خوشحال میشم
یا تو منگلی
شانسداری
من تا جایی ک یادمه سعی کردم نفرین نکنم ولی اینا از ته دل میگ
ن نفرین میکنن خیلی ناراحت میشم