2777
2789

سلام شیوا جان من همراهت هستم خداروشکر تا اینجا که خوب بوده . ان شاءالله به زودی خبر عقدت رو بدی بهمون . دعا میکنم امشب همه چیز خوب پیش بره .  🌷🌷🌷🌷

هيچی فراموش نمی‌شه.                         هيچی از بين نمی‌ره.                           زمان آروم، آروم گرد و غباری روی خاطرات می‌نشونه.                                         روش رو می‌پوشونه.                             فکر می‌کنی يادت رفته.                           اما صبح که از خواب پا می‌شی حالت بده. نمی‌دونی چته.                             نمی‌دونی دردت از کجا آب می‌خوره.         اما کافيه که نسيمی يا خاطره‌ای خاکش رو برداره، بعد همه چی تازه می‌شه. همه چی می‌آد بيرون. عين روز اول...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وای شیوا باز یه روز من تاپیکت سر نزدم چقدر اتفاق جدید افتاده واست😐خوشحالم برات 😄😄😄

من یک ملکه هستم👑با کمک این تاپیک آموزنده منم یه ملکه شدم https://www.ninisite.com/discussion/topic/2481309/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1 با تشکر از کاربر دختر گرانبها🙏❤
بچه ها من زیارت خونم اومده پايين اونجا خیلی اروم میشم نمیبره که نیاز دارم واقعا دوباره فشار انقد روم ...

آره خیلی عجیبه😐

من یک ملکه هستم👑با کمک این تاپیک آموزنده منم یه ملکه شدم https://www.ninisite.com/discussion/topic/2481309/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1 با تشکر از کاربر دختر گرانبها🙏❤

چی بگم والا همه حرف زدن چند ساعت یه کلام راجع به ما حرف نزدن هرچقدم نامزدم تیکه انداخت باباش هیچی نگفت آخر تو دو سه دیقه یه تاریخ به زور مجبورم کردن تو اون استرس هول هولی خودم بگم. اخرای این ماه شد. ولی باباش گفت من هیچ حرفی ندارم الا همونی که خودت میدونی منظورش این بود که چهارده تا سکه بیشتر مهر نمیکنیم

لطفا درخواست دوستی ندید

اصلا بابامو حساب نکرد منم خیلی سر در گم و گیج و حتی ناراحت بودم شیرینی خورد و نگو من نباید شیرینی بدم اونا باید بدن پاشدم دادم به همه نامزدمم بعدش حالمو گرفت😶 هنوزم گیجم و یه جوریم نمیدونم چرا بغض دارم دلم گرفته

لطفا درخواست دوستی ندید
اصلا بابامو حساب نکرد منم خیلی سر در گم و گیج و حتی ناراحت بودم شیرینی خورد و نگو من نباید شیرینی بد ...

من اصلن متوجه حرفات نشدم شیوا خیلی گنگ ونامفهوم گفتی بیا کامل بنویس ببینم چی شد بلاخره عاقبتت دختر

من یک ملکه هستم👑با کمک این تاپیک آموزنده منم یه ملکه شدم https://www.ninisite.com/discussion/topic/2481309/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1 با تشکر از کاربر دختر گرانبها🙏❤

عزيز دلم اصلا واسه مهريت ناراحت نباش چون اصلاااااا مهم نيس من همه دختر عموهام مهريه هاشون خييييبي سنگين بود ولي پدر من مهريه منو ١٠٠ گذاشت 

مهريه زياد خوشبختي نمياره عزيزكم خودت بخاطر اين چيزا ناراحت نكن 

من با تلاشم زندگي ميسازم كه همه تو حسرتش ميمونن 
عزيز دلم اصلا واسه مهريت ناراحت نباش چون اصلاااااا مهم نيس من همه دختر عموهام مهريه هاشون خييييبي سن ...

اره ولی ما اینجوری نیستیم بخصوص اینکه کلا دوتا عروسیم یکی انقد سنگین یکی عین صیغه ایا عقدشم باز چهارده تا. مامانم روش نمیشه طفلی کسیو عقدم دعوت کنه من خودمم خجالت میکشم میدونم خانواده پدریم خیلی اذیتمون کنن بخصوص مادرم حرف بشنوه ازشون 😢 چرا اروم نمیشم بچه ها ما رسیدیم به هم همه چی درست شد پس چرا دل من اصلا شاد نمیشه احساس میکنم روحم مریضه

لطفا درخواست دوستی ندید
تو که قبول کردی سکه رو چرا دیگه واسه خودت بزرگش میکنی دختر خوب با نیت خالص مهریه اتو نیت چهارده معص ...

حالمو سر این گرفت که تو نباید میپریدی شیرینی پخش میکردی خواهر من باید میداد من به اون گفتم تو پاشدی. من اصلا این جور چیزارو نمیدونم ندیدم خب فک کردم زشته اون مهمونه من باید پاشم پخش کنم😓

لطفا درخواست دوستی ندید
من اصلن متوجه حرفات نشدم شیوا خیلی گنگ ونامفهوم گفتی بیا کامل بنویس ببینم چی شد بلاخره عاقبتت دختر

والا خودمم گنگم برااینه. الان باز میگم

چند ساعت خونمون بودن پذیرایی شدن میوه و چای و اجیل و... شام

کلی حرف زدن بیشتر از همه هم پدر نامزدم

ولی یک کلامش درباره یا حتی مرتبط با ازدواج یا ما نبود

نبودپنج دقیقه قبل رفتنشون به من گفتن تقویم بیار به زور گفتن یه تاریخ انتخاب کن گفتم من؟ نه شما هرروزی صلاح میدونید بگید و.... خلاصه نشد گفتن تو بگو من گفتم و شیرینی خوردن و پاشدن رفتن اصلا به بابام نگفت اجازه میدید شما راضی هستید مشکلی ندارید و....

حتی یه جا نامزدم تو شلوغیه حرفای بقیه به باباش گفت اجازه بگیر پس بریم برا خرید عقد و حلقه باباش خیلی اروم گفت حالا فعلا نه

نمیدونم یخو خیلی شلوغ پلوغ شد و خیلی خلاصه تموم شد و رفتن من هنوزم نتونستم خودم تحلیل کنم امشبو

لطفا درخواست دوستی ندید
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز