من گفتم بین دل و عقلش گیر کرده و دست از سر دوتاتونم بر نمیداره
وقتی اینجوری حرف میزنه و تو سکوت میکنی بنظرم این خیلی بدتره بیشتر شک میکنه ک تو اونو فقط واسه همون مهر شناسنامه میخوای
کدوم دختر و زنیه ک بتونه این حرفا رو تحمل کنه! مگه اینکه طرف اصلا از نظر عاطفی واسش اهمیتی نداشته باشه
از طرفی اونم فهمیده بکارتت واست مهمه و نقطه ضعفت شده فک میکنه بخاطر اینم ک شده دست از سرش برنمیداری هرجوری میخواد داره رفتار میکنه و هرجور دوست داره آزارت میده چون میدونه گیر داری پیشش
شیوا جان بهش پیام بده بگو خیلی به حرفات فک کردم خییییلی ؛ من تو رو فقط و فقط و فقط واسه خودم میخوام؛ خیلی دوست دارم خیلی اما دوست دارم مردمم به من متعهد باشه مثل خودم ک هیشوقت به خودم اجازه ندادم بهت خیانت کنم
بگو اگه طرز فکرت اینه و واقعا کنار گذاشتنت واست سخته نمیتونم بهت تکیه کنم بگو حتی اگه با من ازدواج کنی هیچ تضمینی هم نیست پس فردا پشیمون نشی
بگو من همه تلاشمو کردم ک بهت بفهمونم هنوزم عاشقتم ازینجا به بعدش با خودت
بگو دیگه بهم زنگ نزن بهم پیام نده باهام کاری نداشته باش
شیوا خودت یه روز رو هفته دیگه تعیین کن؛ بگو مثلا تا یک شنبه فکراتو بکن اگه انتخابت من باشم سعی میکنم باهات زندگی خوبی بسازم
اگه هم انتخابت اون دختره برات آرزوی خوشبختی میکنم
شیوا تو شرط بذار ؛ نقطه ضعف نشون نده
بذار باز دنبالت باشه ؛ خیالشو راحت نکن ک همیشه هستی
بخدا خیییییلی ساده ای دختر؛ داری چوب سادگیتم میخوری
فک میکنی داری با سیاست میری جلو ؛ ولی باور کن لین کارات تو این مرحله ک هستی جواب نمیده