انقد عصبانی و ناراحتم حد نداره...
داستان از این قراره من چن ماهی هست بخاطر خرج دانشگاهم دنبال کار نیمه وقتم که زیاد تو برنامه دیوار و شیپور نگاه اگهی ها میکنم تا چن هفته پیش که تو برنامه شیپور یه اگهی دیدم با این متن که دنبال منشی و خدماتی برای باشگاه یوگا و مدیتیشن میگردن و نوشته بود مشخصاتتون رو اس ام اس کنید منم این کارو کردم اونام اول جواب دادن و بیشتر پرسیدن بعدم گفتن واسه مصاحبه خبرت میکنیم تا چن روز پیش که پیام دادن سه شنبه ساعت ۱۱ بیاین به این ادرس..حالا این ادرس نزدیک خونه ما بود و من میدونستم هیچ باشگاهی اونجا نیس ولی دلو زدم به دریا گفتم برم شاید جدید باز کردن مادرمم گفت باهات میام..ما رفتیم به ادرس بعدم دیدم چیزی نیس زنگ زدم یه اقا جواب داد که بیاین تو کوچه ..
ماهم هرچی رفتیم چیزی نبود اخرش مامانم گفت خطرناکه برگردیم منم چون واقعا ترسیده بودم برگشتم...
ولی اونا دوباره زنگ زدن