یک چیز در مورد اسیری
من یادمه پدربزرگم فوت شد بعد شهر دیگه بود
مادرم رفت برای نراسمپدرش چند روز مرخصی گرفت
اولیا روز دوم زنگ زدم چرا ول کرده رفته با اینکه میدونستن پدرش فوت شده
یا همکار مامانم چشمش خونریزی کرد دیدش مختل شد سر یک هفته مدیر عوضش،کرد با اینکه بهترین معلممدرسه بود
یعنی حتی حق نداری اتفاقی برات بیفته