خالم عصری زنگ زد احوال پسرم رو بگیره بی نهایت دوسش داره بعد ی لحظه بهش گفت منگوله دیگ
ایقد ناراحت شدم جدیدا بهش میگ چون پسرم ی کم دیر متوجه دستورات میشه کم توجه هست بهش گفتم خاله بار اخرت باشه بهش همچین حرفی میزنی اگ بزنی دیگ رابطمون تموم هست مامانم و اجیمم میگفتن بهش ب اونا هم گفتم دیگ ن رفت وامدی باهاتون میکنم نه شما بیاین میترسم رو پسرم اسم بمونه؛خالم ناراحت شد بنظرتون بد گفتم بهش؟؟
خدایا شکرت بخاطر تموم نعمت های ک بدون هیچ چشم داشتی بهمون عطا کردی🌷
حرف خوبی زدی اما کاش از این به بعد دیگه درمورد اینکه دستورات رو یکم دیر متوجه میشه یعنی حرفت رو دیر میفهمه جلوی کسی جز شوهرت نگی
یعنی بین خودتون سه تا بمونه
ممکنه واقعا روش اسم بذارن و روی بچه تاثیر بذاره خوب کردی گفتی
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
ولی میتونستی یجور دیگه هم بگی مثلا بگی خاله منگل چیه پسرم اغاست اغا
بهش گفتم عزیزم حدود هفته پیش اومده بود خونمون دوباره به پسرم همینو گفت منم گفتم نه خاله فلان کار رو بلد فلان جملات رو میگ خیلی باهوش هست امروز از صبح باهاش کار کردم شکل مربع و مثلث رو یاد گرفت دایره رو هنوز اوکی نشده
خدایا شکرت بخاطر تموم نعمت های ک بدون هیچ چشم داشتی بهمون عطا کردی🌷