من بیشتر دلم برای برادرام میسوزه.معتاد و... نیستنا ولی پدرم نه هزینه برا درسشون کرد نه استعدادشون و تا میتونست کتکشون میزد و برادر بزرگم تشنجی و مریض شده زیر اون کتکها تا یکی دوسال پیش شب ادراری داشت ۲۷سالشه باز من به دندون گرفتمش بردم دکتر و علاج کردم.نه پولی دارن نه اینده ای. همه لخاطر بی عرضگی بابام بود.سه ماه کار میکرد و نه ماه مینشست تو خونه و رابطه میکرد بچه میاورد
بعد چهارسال خدا تورو بهم هدیه داده قشنگم👶حلالم کن اگه تو موقعیت و جغرافیای ناامیدی با خودخواهی تصمیم گرفتم پاتو به این دنیا باز کنم🥹
بله همین چند وقت پیش روز تولدم داشتم به این فکر میکردم تا من سراغ کسی رو نگیرم و زنگ نزنم کسی حالمو نمیپرسه حتی خانواده خودم توی همین افکار بودم که خواهرم پیام داد ذوق کردم که یکی یادم کرده اما گفت برام از فلان جا خرید کن بفرست فهمیدم کارش گیر بوده که پیام داده.مادرم هم بعد چند ماه بهم زنگ زد فرداش اما اون هم بیرون گیر کرده بود و عکس مدارکش رو میخواست براش بفرستم که نداشتم و قطع کرد همون لحظه بغضم ترکید و وسط محل کارم نشستم گریه به حال تنهایی خودم.حالا دوماهه بعد اون بازم کسی سراغمو نگرفته. همه بهم دیگه زنگ میزنن فقط به من زنگ نمیزنن وقتی میگم میپیچونن.
به خودت اهمیت بده هیچ چیز و هیچ کس مهم نیست مهم اینه که تو حالت خوب باشه تا دیگران هم کنارت حالشون خوب بشه.🌹