2777
2789
عنوان

افسردگي

145 بازدید | 8 پست

سلام بچه ها. خيلي احساس بدي دارم. همه ش احساس ميكنم دنيام پر از غمه. اين چند وقته همه ش استرس و تشنج و ناراحتي دورو ورمه. همسرم اصلا كمك نميكنه به خاتمه ي اين استرس. تازه بيشترش هم ميكنه. مثلا اتفاقاي بدو سريع زنگ ميزنه بهم ميگه. منم بيشتر تو لاك خودم م. هيچكس درك نميكنه الان به ارامش نياز دارم. تنهاي خيلي. يه نفر پيدا نميشه پاي درد و دلام بشينه. بي نهايت احساس پوچي ميكنم شوهرمم واقعا نمك رو زخمم ميپاشه. مثلا از دست خانواده ش ناراحته مياد واسه من ميگه منو بيشتر عصبي ميكنه هر چي بهش ميگم توروخدا اينا رو به من نگو بازم گوش نميده. موقع نماز خوندن ذهنم همه جا هست  الي نماز. افكارم خيلي بهم ريخته س. روم نميشه روبروي خدا وايسم نماز بخونم چون اصلا نميتونم ذهنمو متمركز كنم. اطرافيانم هم نميدونم چرا تو اين موقعيت تنهام گذاشتن. هميشه سنگ صبور بودم اما نميدونم چرا الان كه نياز به يه گوش شنوا دارم همه تنهام گذاشتن. دلم نمياد با بچه م حرف بزنم ميگم گناه داره چكار كنم ؟؟توروخدا كمكم كنين. اينقدر ذهنم داغونه كه دلم ميخواد خودمو بكشم

عزیزم فقط و فقط از مشاور و متخصص روانشناسی کمک بگیر . کسی نمیتونه بهت کمک چندانی بکنه . من تجربه اشو دارم 

توکه رفتی شهر خالی شد ... مگر تو چند نفر بودی؟بابا

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت با بچه ت درد و دل نکن 

این ظلمو بهش نکن 

مادرایی ک این متنو میخونید 

بدترین کاری ک میتونین با بچه تون کنین درد دل کردن باهاشه


درمورد خودت هم برو پیش یه روانپزشک.

شاید لازم باشه دارو مصرف کنی 

اصلا هم نترس از دارو 

فقط پیش یه دکتر عالی برو

هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت با بچه ت درد و دل نکن  این ظلمو بهش نکن  مادرایی ک این متنو میخو ...

خودمم همين نظرو دارم. اصلا دوست ندارم روحيه اونو خراب كنم. البته بيشتر منظورم به اين يكي كه تو وجودم داره شكل ميگيره هست. كه بازم اصلا دلم نمياد اون متوجه بشه. واسه همين حتي با خودمم نميتونم زمزمه كنم

خداروشكر با يه مشاوره خوب تماس گرفتم و حسابي باهاش حرف زدم. همين كه واسه يكي درد و دل كردم كلي از غصه هام ريخت. احساس ميكنم فقط يكي رو ميخواستم كه واسه چند دقيقه ساكت به حرفام گوش كنه تا بتونم خودمو و درونمو خالي كنم. از اون موقع تا حال كلي ارومم. ممنون از همتون

هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت با بچه ت درد و دل نکن  این ظلمو بهش نکن  مادرایی ک این متنو میخو ...

چرا نباید با بچه در دل کنی

حرفات تو دلت جمع میشه جمع میشه جمع میشه یدفعه همرو میگی جنگ میشه
چرا نباید با بچه در دل کنی

وای وای 

نگو 

نمیدونی چقققققدر اون بچه احساس نا امنی و استرس در نا خوداگاهش میگیره 

احساس وابستگی عاطفی شدیدیییییی با مادرش میکنه 

احساس میکنه باید همدرد و غمخوار اون باشه 

نمیتونه در بزرگسالی در احساساتش مستقل باشه 

یک منِ نگران درِش شکل میگیره ک تا ابد هست 

احساس میکنه مادرِ والدِ خودش هست 

همیشه یک عذاب وجدان و احساس گناه داره وقتی بخواد خوشحال باشه خودشهم علتشو نمیدونه 

وخیلی چیزای دیگه 

تو رو خدا اینکارو نکنین.



وای وای  نگو  نمیدونی چقققققدر اون بچه احساس نا امنی و استرس در نا خوداگاهش میگیره  ...

موافقم. من احساس ميكنم با درد و دل كردن با بچه فقط باعث ميشي احساس امنيتي كه تو خونه حس ميكنه رو از دست بده

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز