داستان #انجیلا💘💘
#قسمت_بیستم و سوم- بخش پنجم
اما من نتونستم از این مسئله چشم پوشی کنم و فردا صبح زود قبل از اینکه احمد بیاد سر کار رفتم سراغ منشی اون و کشیدمش کنار و ازش خواستم توضیح بده ..
اول بطور کلی انکار کرد ..بعد یکم من و من کرد و گفت به خدا تقصیر من نبود ..
خانم شاهین دستش تو این کار بود..من بی گناهم ..
گفتم: باشه من زنگ می زنم پلیس بیاد و برین کلانتری توضیح بدین ..ولی اگر رفتی و افتادی زندان من کاری برات نمی کنم اما اگر همه ی جریان رو برام بگی نمی زارم آبروت بره ..
زود باش حرف بزن ..
گفت : برین سراغ خانم شاهین کار اون بود ..
چیزه ....
گفتم: هی میگی خانم شاهین ,, اون که یکماهه رفته؛؛ تو این مدت که اون نبوده هم هر شب یکی دو نفر رو لای مریضا پولشو خوردی .....
گفت: من خوردم ؟ من غلط بکنم به خدا هر چی بر می داشتم دکتر می دونست ..
شاهین رفته ولی...ولی ..آخه چطوری بگم ..به خدا تقصیر من نیست خانم دکتر به من رحم کن من شوهر دارم سه تا بچه دارم منو تو این کار دخالت نده ..
گفتم : باشه حالا که راه نمیای با من ,زنگ می زنم پلیس ...
گفت :..تو رو خدا خانم دکتر به من رحم کن آبروی سه تا بچه منو می بری ...
هم آبروی خودت میره ...نکن ..گفتم تو دزدی کردی آبروی من میره ؟
گفت : وقتی آبروی دکتر بره شما هم تو این کار قاطی میشین و شروع کرد به گریه کردن ...
گفتم حرف بزن ببینم چی میگی موضوع چیه ؟ چرا آبروی دکتر میره ؟ ..
گفت : قول بده قسم بخور که به دکتر نگی از من شنیدی ...
گفتم باشه قول میدم بگو ببینم چی شده ؟ گفت : ...اون دختره شاهین با آقای دکتر این کارو می کردن ..تو رو خدا پیش خودتون بمونه ...
ولی اونا با هم این پولا رو بر می داشتن ...
گفتم : چی میگی نمی فهمم دکتر پول خودشو بر می داشت ؟چرا چرند میگی ؟
گفت : راستش این پولا رو می داد به شاهین .. خودش خبر داره ..
گفتم : توام حق سکوت می گرفتی و حرفی نمی زدی ؟ به چه دلیل می داد به شاهین ؟
گفت : آخه شما زن خوبی هستی ...خانم دکتر همه خبر دارن جز شما ..
ولی دیگه باید بدونین دکتر خیلی شلوغش کرده ..من دیگه حالم داره بهم می خوره از بس با این زن و با اون دختر رابطه داشته ....یکی دوتا که نیستن ماشالله ..
#ناهید_گلکار
@nahid_golkar