در برابر مامانم اصلا نمیتونم
چون تو صیغه ی خواستم جدا شم نزاشت چند روز بعد عقدمم خواستم جدا شم بازم نذاشت
میگه پسر خوبیه کاریه دوستت هم داره دیگ چی میخوای ولی اصلا درکم نمیکنه خودش دیده وقتی پسره میاد نزدیکم چجور گریه میکنم ولی اصلا حال من براش مهم نیست