2777
2789
عنوان

می‌خوام به معلم پسرم زنگ بزنم

2634 بازدید | 83 پست

و ازش بخوام که بچه ها کتاباشون رو بزارند تو مدرسه بمونه 

به نظرتون قبول می‌کنه یا خواسته بیجاییه؟ 

بمیرم براش  امروز بچم کیفش ۱۰ کیلو بود ،خودش بیست و دو کیلوعه 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

همه کتابهاشو که هر روز لازم نداره 

از نشانه های روشنفکری در نی نی سایت:۱-نگاه نکردن برنامه های تلویزیون ایران۲-داشتن دین انسانیت۳-کار نکردن در خانه پدرشوهر۴-به من چه به توچه۵-ازدواج نکردن به روش سنتی۶-نیاوردن بچه و نگهداری از سگ و گربه بجای بچه۷-خطاب کردن کسایی که ۱بچه بیشتر دارن با عنوان بی کلاس و بیفکر۸-قبول نداشتن مسائل دینی ولی فتوا دادن به کسایی که کاشت ناخن و مژه دارن که نماز دلی بخون قبوله (تو که اصلا نمیدونی چی به چیه چرا الکی حکم میدی؟ مهم دله چیه؟ پس آداب و احکام چی!!!قانون قانونه...رعایتش همه جا واجب...توی رانندگی یه میلی متربرو رو خط عابر پیاده بزن به یکی دیه داره چون تو قانون رو رعایت نکردی ...تو فوتبال گل میزنن افساید باشه مردوده....حالا رسید به قانون های دین رعایتش میشه الکی و سختگیری!!!!همه هم از دم میشن مجتهد و مبلغ...کسی هم بگه حرفتون اشتباهه میگین مغزتون زنگ زده 

عزیزم❤️

باید جا داشته باشن پسر من کتابهاشو سیمی کردیم برد گذاشت مدرسه دیروز واقعا کیفش سنگین بود

هرچی آرزوی خوب مال تو❤️🌱 امضا خدا پای تک تک آرزوهای قشنگتون ❤️🌱الهی حکمت خدا با آرزوی تو دلتون یکی باشه 🌱❤️

بگیدبهشون برنامه بدن

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

طفلکیا رو خیلی عذاب میدن کمرشون واقعا آسیب میبینه ولی کمد دارن تو مدرسه؟ که کتاباشون گم نشه؟

زنگ بزنید بگید حتما

بگید بچه واقعا اذیت میشه


نهایتا کتابایی که ازشون تکلیف داره رو بیاره خونه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792