من یه مدت تو دانشگاه میرفتم کارورزی و موقع کارورزی من بودم و یه دختر دیگه و یه پسر دیگه
بعد پسره اولاش خوب بود
بعد یهو دیدم به من یا اون دختره یهو دست میزنه بعد به روی خودش نمیاره
بعد چند وقت یهو میدیدم دست میزنه به موهام از زیر مقنعه منم دعواش میکردم و فایده نداشت
و یهو دستمو محکم میگرفت
منم چون عصبانی میشدم
اون میگفت چقدر بی جنبع ای ما دوستیم دیگه ولی اون دوست من نبود!!!
منم کارورزی رو ول کردم و حالم بد بود تا چند وقت همش حس میکردم کثیفم
الان اون دختره همش پیام میده بیا ادامه کارورزی من حالم بهم میخوره پامو بذارم اصلا تو دانشگاه هر روز میگم باشه میام
شاید ادم بد قولی باشم اما دیگه نمیتونم تحمل کنم برم ادامه کارورزی اصلا برام مهم نیست چی میشه