یه شب عروسی میشه تو شهرمون یه آقایی متاهل هستن و چند تا بچه هم دارن زنش میره عروسی خودش نمیره میمونه خونه بعد چند ساعت زنش برمیگرده خونه ، شوهرش رو با یه زن که خودش شوهر داره کنار هم میبینه خانومه از هوش میره بعدش هم میبرنش بیمارستان تازه اون خانوم باردار هم بوده اون زنی که خودش شوهر داشته اومده بود خونه این آقاهه حالا با شوهرش رفتن یه شهر دیگه زندگی میکنند یکی از دوستام که اهل همون شهره بهم گفت همسایه هاش گفتن این زنه روزی چند تا مرد را میاره خونه شوهرش هم هیچی بهش نمیگه چقدر شوهرش بی غیرته بخدا ،خیلی دلم به حال اون خانم باردار که شوهرش خیانت کرده سوخت خیلی خانوم خوبیه مظلوم، معصوم خیلی گناه داره خدا جواب آدمایی که خیانت میکنند را بده .