2777
2789

من درست ندیدم از وسطاش دیدم ی تیکه ک باباهه تو ی زیر زمین بود و طوبی و فخری جون بالا سرش دعوا میکردن

باز یجا دیدیم پای طوبی لنگ میزنه شکسته و کلا رفته عراق 

الانم میبینم با فخری جون ازدواج کرده و ی پسردارن و اون عموش یا دایی نمیدونم کیه میگ با آنیه ازدواج کنه طوبام راضی شده بخاطر خانوادش.. خواهراشم الان پیششن

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

ازدواج گردن 

دوتا بچه داره 

یه بچش تو آب غرق شو گم شد 

شیس فهمید طوبی کیه براش شر درست کرد 

بعد شرط گذاشت اگه فخر با انیه ازدواج کنه طوبا خانوادش نجات بده 

قبول کردن 

خواهر طوبی هم با ضیا پسر شیس ازدواج کرد

https://abzarek.ir/service-p/msg/2047625ناشناسه حوصلت سر رفت بیا

انیه کیهچرا طوبی راضی شدهخوبه باز خواهراش اومدن پیشش

نه خواهراش نیومدن 

فقط پریزاد با ضیا ازدواج کرد 

آنیه خواهر زن داداش فخر هس 


https://abzarek.ir/service-p/msg/2047625ناشناسه حوصلت سر رفت بیا

انیه کیهچرا طوبی راضی شدهخوبه باز خواهراش اومدن پیشش

آنیه نامزد فخری جون بوده قبلا ک نشد ازدواج کنن با طوبی ازدواج کرد 

طوبی راضی شد بخاطر خانوادش و پسرش 

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه

بعد دیگه انیه مامان فخر انداخت بیرون 

مامانشم تو اربعین خونی مرد 

بعد ایران انقلاب شد 

طوبی و شوهرش و بچش و خواهرش میحواستن بیان ایران 

اما شیس ضیا رو فرستاد پی نخود سیاه 

دیگه خواهرش نتونست بیاد ایران 

بعد طوبی اومد سفر ایران دوباره برگشت

https://abzarek.ir/service-p/msg/2047625ناشناسه حوصلت سر رفت بیا

خب دیگه بگم الان اینجاست 

که ضیا نمیخواد توی ارتش بمونه 

به فخر گفت 

دست طوبی و پریزاد زن من رو بگیر برو ایران فرار کنین 

منم از اینجا فرار میکنم میرم فرانسه 

بعد چند سال ابا از آسیاب افتاد 

پری بیاد پیش من فرانسه

https://abzarek.ir/service-p/msg/2047625ناشناسه حوصلت سر رفت بیا

خانوادش تو همون روستاین؟!

مامانش مرده 

خواهرش پریزاد پیشش 

خواهر اون یکیش دیبا ازدواج کرده 

ایران تو همون خونه پدری هستن 

طوبی گفتبیاین عراق دیبا گفت بخاطر کار شوهرش نمیشه

https://abzarek.ir/service-p/msg/2047625ناشناسه حوصلت سر رفت بیا

آنیه نامزد فخری جون بوده قبلا ک نشد ازدواج کنن با طوبی ازدواج کرد طوبی راضی شد بخاطر خانوادش و پسرش

بیچاره طوبی

چرا اون موقع ک داشتن برمیگشت پیش خانوادش و فخرالدین ازش خواستگاری کرد نگفت نه و باش ازدواج کرد ؟!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108