2777
2789
عنوان

جن عاشق

273 بازدید | 5 پست

دیشب یهو عصبی شدم و تو خونه یه دعوا با مامانم راه انداختم یهو زدم زیر گریه داد زدم دستای مامانمو چنگ گرفتم (بعد به شدت پشیمون شدم) نشسته بودم و حالم حسابی بد بود عصبی بودم و کلی فکر بد تو سرم بود حالم از همه چی و زندگی به هم میخورد داشتم به ابن فکر میکردم که پاشم قرص بخورم و خودکشی کنم(این افکار هر موقع ناراحت میشم سراغم میان) تا اینکه داداشم یهو ترسید و گفت تو ایینه ای که روبه روم بود کنارم یه چیز دود مانند مشکی دیده که وایساده

داداشم ۱۹ سالشه... کلی تعجب کرده بود و ترسیده بود

بهم گفته بودن که جن عاشق داری و خیلی عصبیه

پسری که عاشقش بودم نشون کرده بودیم با هم بی دلیل ولم کرد اونقدری تنها هستم که حتی یدوووونه دوست ندارم

از بچگی همین بودم تو مدرسه تنها تو جمع تنها 

به همه خوبی میکنم ولی هیچ کی باهام نمیمونه

شبا جرئت نمیکنم تنها جایی بخوابم... یه شب تنها خوابیده بودم راس ساعت ۳ با وحشت زدگی از خواب پریدم و دستامو مشت کرده بودم و به تخت قفل شده بودن چشمام از وحشت داشت میزد بیرون ولی چیزی پیشم نبود... از صدای اذان متنفرم و اذیتم میکنه اعتقادی به خدا هم ندارم... 

تجربه این شکلی داشتید؟ ایا جن عاشق واقعیه؟ میشه کاریش کرد؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز