بمیرم من برای مادرت ع
زیزم یبار دیگ دست کثیفش رو مادرت بلند کرد ، زنگ بزن پلیس شکایت کن
هیچیش نمیشه
اینعمه شب تن لشش تو خونه میخوابه یشب تو بازداشتگاه میفهمه ب کسی ک بزرگش کرده شیر بهش داده هرچی لایق خودشه نسبت نده .
خودت ببار بندازش بازداشتکاه فردا صبحش مادرت بره رضایت بده میفهمه
این شر و ور هاهم از الگوی عزیزشون ت ت لوی اشغال یادگرفتن .
اعصابم خورد شد