سلام دوستان لطفا جواب بدین من خیلی میترسم مامانمو از دست بدم میترسم سکته کنه ۳۷سالشه همش به خودم میگمه جوونه از این فکرا نکن ولی نمیشه الان چند روز شده خیلی میترسم اصلا نمیدونم باید چیکار کنم همش گریه میکنم میگم اگه مامانم خدایی نکرده بمیره چی چیکار کنم بعد دیروزم عصبانی شدش یک ساعت بعد گفت احساس خفگی دارم بعد چند ساعت بعد پرسیدم خوبی گفت اره خوبم بعد منم دیگه خیلی ترسیدم لطفا راه چاره بدید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اره میفهمم مادر خودمم اینطوری بود سرد سرد بی عاطفه و کلی مشکلات برامپیش اومد ولی خودم برا دخترم یه مادر خوب شدم برا خواهرم دخترای فامیل نوجوون دل به دلشون میدمپایشونم و از نظر من سنشون ایجاب میکنه و باید باهاشون کنار بیای تا این دورانو با موفقیت بگذرونن در کل درکشون کنی
چجوری درکش کنم وقتی درکم نمیکنه دارم از عشق طرف میسوزم میبینه ولی به رو خودش نمیاره
میگم ما بزرگترا باید نوجونارو درککنیم نگفتم تو مادرتو درک کن
باهاش صحبت کن بگو بذار حرف بزنم اشنا بشم اگه به سرانجام رسید که خوب اگرم نه که تجربه بدست اوردم و تجربه بد داشتن بهتر از تجربه نداشتنه بگو منکه خدایی نکرده کاری نمیکنمکه ابروی شمابره