امروز قرار بود با نامززدم بریم یه مغازه ماشین خودش تعمیر گاهه قرار بود پیاده بریم رفتم خونشون گفتم بریم گفت با ماشین داداشش میریم و هرچی گفتم پیاده بریم قبول نکرد و بهانه اورد ک هواسرده سوار ماشین شدیم داره از پارکینگ در میاد میگه میخای پیاده بریم گفتم الان ک داریم باماشین میریم میگی نمیخاد دیگه رفتیم و زود برگشتیمرف سمت خونشون و منم گفتم میرم خونه و نرفتم خونشون خیلی لجم گرفته نزدیک دوهفته است هیچ جا نرفتیم حتی نرفتیم یه دور بزنیم امروزم ک قرار بود بریم ماشین اورد ک سرجمع یه شاعتم پیشش نبودم الان مقصر منم یا نامزدم؟چیکار کنم اخههههههه؟😣😣😣😣😣
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیدونم دید بعضیا به ازدواج چیه. اما فکر میکنن با یکی که نامزد میکنن همش باید گشت و گذار و شام ورستوران و رویایی باشه. اصلا اینجور نیست. اگه همو درک بکنید رویایی میشه. رشاید نامزدت موقعیتشو نداره ببرتت بیرون
[QUOTE=46150864]شاید گرفتاری داره و ذهنش مشغوله. خیییلی پاپیش نشو. فقط گاهی بگو دوس دارم فلان جا بری ...
شاید واقعا حوصله نداره. مرد مثل فنره. هر چی بیشتر بهش فشار بدی بدتر می پره. بع زور ازش چیزی نخواه. منم الان این مشكلو دارما. بعد دو سال بهش میگم فردا نرو سر كار حوصله م سر میره. به جد گفت میرم. منم هیچی نگفتم پا شدم رفتم حموم. اومده پشت در میگه نمی رم