امروز قرار بود با نامززدم بریم یه مغازه ماشین خودش تعمیر گاهه قرار بود پیاده بریم رفتم خونشون گفتم بریم گفت با ماشین داداشش میریم و هرچی گفتم پیاده بریم قبول نکرد و بهانه اورد ک هواسرده سوار ماشین شدیم داره از پارکینگ در میاد میگه میخای پیاده بریم گفتم الان ک داریم باماشین میریم میگی نمیخاد دیگه رفتیم و زود برگشتیمرف سمت خونشون و منم گفتم میرم خونه و نرفتم خونشون خیلی لجم گرفته نزدیک دوهفته است هیچ جا نرفتیم حتی نرفتیم یه دور بزنیم امروزم ک قرار بود بریم ماشین اورد ک سرجمع یه شاعتم پیشش نبودم الان مقصر منم یا نامزدم؟چیکار کنم اخههههههه؟😣😣😣😣😣
شاید گرفتاری داره و ذهنش مشغوله. خیییلی پاپیش نشو. فقط گاهی بگو دوس دارم فلان جا بریم ولی بهش دستور نده و به زور ازش چیزی نخواه. بذار خودش با رغبت بهت بده