بی نهایت دوسش دارم
و بی نهایت دوسم داره شده همیشه منو به خودش مقدم قرار داده
ولی تو این قضیه یکبار دیگه با پدر مادرش صحبت کرد
اونا اومدن خونمون با پدر مادرم به توافق برسن
ما شهر دیگه ای درس میخونیم و تو این جلسه حضور نداشتیم
پدر مادرش بهش گفتن ما تمام تلاشمونو کردیم
و فقط سر تعداد سکه به توافق نرسیدیم
در حالی که دروغ گفتن و یک دونه از شرطای پدرم رو موافقت نکردن
دوست پسرمم گفت من چیزی ندارم
باید خوانوادم ازم حمایت کنن
و از هم جدا شدیم
میدونم دوست پسرم باید جلوی دروغای پدر مادرش و کنترل گریاشون وایمیستاد
ولی من واقعا نمیتونم همچین درخواستی از کسی بکنم
ولی بینهایت دوسش دارم
و خب جفتمون داریم از جدایی آب میشیم
باید چیکار کنیم؟