من و دوست پسرم حدودا سه سال با هم دوست بودیم
چن مدت پیش اومدن خواستگاری و قرار بود واسه نامزدی اقدام کنیم
پدرم گفتن که قبل از نامزدی یه سری شرایط بهشون اعلام بشه که ببینیم میپذیرن یا نه
اولیش این بود که خونه ی مستقل داشته باشیم نه طبقه دوم خونه خودشون که اونا بدون مشورت باهاش گرفتن
حق طلاق داشته باشم
و مهریه هم سه دنگ ملک باشه و مقداری سکه
قبول نکردن
دوست پسرم اینجوری بزرگ شده که فوق العاده نسبت به ناراحتی مامان باباش عذاب وجدان میگیره و اونا هم سواستفاده میکنن
شده حتی از اولیه ترین خواسته های خودش گذشته